تاریخ انتشار : شنبه 2 خرداد 1405 - 15:14
کد خبر : 29337

«ایران یونیک است»؛ چرا فشار جنگ و تحریم جامعه را نشکست؟

فرارو- جامعه ایران در یکی از پیچیده‌ترین و متناقض‌ترین مقاطع تاریخی خود ایستاده؛ جامعه‌ای که هم‌زمان زیر فشار تورم، فرسایش اقتصادی، نااطمینانی نسبت به آینده، شکاف‌های اجتماعی و تجربه دو جنگ متوالی با شکلی فاصله گرفته از جنگ‌های کلاسیک قرار دارد؛ جنگی که شاید بتوان نام پست مدرن به آن داد. همین مساله آن را

فرارو- جامعه ایران در یکی از پیچیده‌ترین و متناقض‌ترین مقاطع تاریخی خود ایستاده؛ جامعه‌ای که هم‌زمان زیر فشار تورم، فرسایش اقتصادی، نااطمینانی نسبت به آینده، شکاف‌های اجتماعی و تجربه دو جنگ متوالی با شکلی فاصله گرفته از جنگ‌های کلاسیک قرار دارد؛ جنگی که شاید بتوان نام پست مدرن به آن داد. همین مساله آن را غیرقابل پیش‌بینی و تا حد قابل توجهی غیرقابل تحمل کرده.

به گزارش فرارو، با این وجود، برخی از تحلیلگران معتقدند همین وضعیت بحرانی، نوعی همبستگی و بازتولید انسجام سیاسی و هویتی را نیز در بطن جامعه ایجاد کرده، در حالی که برخی دیگر سکوت کنونی مردم ایران را سکوتی پیش از طوفان و عده‌ای دیگر آن را برخاسته از انزوای اجتماعی دانسته‌اند. در این میان ترسیم مختصات جامعه امروز ایران از مناظری متفاوت ممکن می‌شود.

در سال‌های اخیر، روایت غالب درباره جامعه ایران، حول محور خستگی اجتماعی، کاهش سرمایه اجتماعی، فشار معیشتی، مهاجرت، بی‌اعتمادی و شکاف میان جامعه و حاکمیت شکل گرفته است. اما در مقابل، جریانی از تحلیلگران بر این باورند که تجربه جنگ، تحریم و فشار خارجی، برخلاف پیش‌بینی بسیاری از نظریه‌های کلاسیک، نه‌تنها به فروپاشی اجتماعی منجر نشده، بلکه در بزنگاه‌های بحرانی، نوعی انسجام پنهان و واکنش هویتی را در جامعه فعال کرده. از دید آنان این انسجام خود را در حمایت از ایستادگی در برابر تهدید خارجی نشان می‌دهد.

حمید صالحی، جامعه شناس سیاسی و استاد دانشگاه علامه طباطبایی، در مصاحبه‌ای با فرارو با طرح گزاره‌هایی درباره وضعیت معیشتی مردم، نقش ایدئولوژی در کنترل بحران‌های اجتماعی، احتمال وقوع انقلاب اقتصادی و نسبت نیروهای وفادار به نظام با کل جامعه، تصویری متفاوت و البته مناقشه‌برانگیز از جامعه امروز ایران ارائه می‌دهد که با این خط فکری هم‌سوست.

جامعه ایران برخلاف انتظار، سمت همدلی رفت

حمید صالحی به فرارو می‌گوید: «با توجه به اتفاقاتی که طی این چند سال، به‌ویژه در یک سال گذشته، رخ داده، می‌توان برای جامعه ایران آینده‌ای روشن و به‌واقع جامعه‌ای بازتر را متصور بود. دلیل این نگاه هم آن است که آنچه ما در تئوری‌ها و نظریات خوانده‌ایم، معمولا این است که وقتی پدیده‌ای مانند جنگ برای کشوری رخ می‌دهد، مهاجرت، واگرایی و گسست اجتماعی آغاز می‌شود.»

اما به گفته او: «به نظر می‌رسد جامعه ایرانی، جامعه‌ای یونیک و منحصربه‌فرد است؛ از این جهت که وقتی اتفاقی مانند جنگ رخ داده، ما شاهد نوعی همدلی، انسجام و اتحاد در جامعه بوده‌ایم. آن نگاه‌های خصمانه‌ای که جریان‌های مختلف نسبت به یکدیگر داشتند، با تحولاتی که در جامعه ما رخ داده، به نظرم جای خود را به نوعی همدلی، همزیستی و نوع‌دوستی داده است.»

بر این اساس، این استاد دانشگاه می‌گوید: «من برخلاف کسانی که معتقدند جامعه ایران ممکن است در آینده دچار انشقاق شود، نسبت به جامعه ایرانی خوش‌بین هستم. بخشی از این مسئله نیز ناشی از تجاوز بیگانگان، از جمله اسرائیل و آمریکا، بود که ناجوانمردانه به این کشور حمله کردند. در آن مقطع دیدیم که ملت ایران، فارغ از هر نوع گرایش و جریان سیاسی، به نوعی پویایی، همدلی و اتحاد رسید.»

از دید او: «حتی کسانی که در گذشته نسبت به گروه‌های ارزشی یا حزب‌اللهی مواضعی داشتند، در اتفاقاتی که در جامعه ما رخ داد، از جمله همین پدیده‌ای که تحت عنوان جنگ آمریکا و اسرائیل آغاز شد، نوعی همدلی و انسجام را بیش از گذشته نشان دادند.»

نیروهای باتعصب نظامی، قزلباش‌های دوران صفوی‌اند

صالحی با مقایسه جامعه سیاسی امروز ایران با  قزلباش‌های دوران صفوی می‌گوید: «در دوران صفویه، گروه‌هایی تحت عنوان قزلباش‌ها، افشارها و دیگر جریان‌های متعصب حضور داشتند که با شمشیر، پشتیبان سلسله صفویه بودند. یکی از رمزهای موفقیت صفویه و اینکه توانستند در برابر عثمانی‌ها و ازبک‌ها بایستند و با کمک ایدئولوژی تشیع یک سلسله را مستقر و تداوم آن را حفظ کنند، همین شمشیر قزلباش بود و این مسئله بر کسی پوشیده نیست.»

او می‌افزاید: «اما ارتباط این موضوع با امروز اینگونه تعریف می‌شود که امروز نیز، با وجود نیروهای متعصب نظامی و همچنین مردمی که واقعا وقتی به آنها نگاه می‌کنیم، می‌بینیم با وجود مشکلات اقتصادی، تبعیض‌ها و مسائل مختلفی که شاهد آن هستند، همچنان پای کار ایستاده‌اند، می‌توان این پیوند را مشاهده کرد.»

از دید این جامعه‌شناس: «حمایت از ایدئولوژی تشیع باعث شده جامعه ایران در برابر بزرگ‌ترین و قدرتمندترین ارتش‌های دنیا ایستادگی کند. این همان تاب‌آوری است که امروز در جامعه شاهد آن هستیم. اگر در گذشته تاب‌آوری مدیون قزلباش‌ها بود، امروز نیز این تاب‌آوری مرهون ملت ایران، ایدئولوژی تشیع، ناسیونالیسم ایرانی و نیروهای باغیرتی است که جان خود را در این مسیر می‌گذارند؛ کسانی که حتی با قطع دست و پا نیز پای لانچر موشک می‌ایستند و شلیک می‌کنند.»

به باور او: «این مسئله چیزی جز پیروی از یک ایدئولوژی غنی تحت عنوان ایدئولوژی شیعه، در کنار ناسیونالیسم و ملی‌گرایی ایرانی نیست؛ همان مؤلفه‌هایی که باعث شده‌اند جامعه ایران در برابر تجاوز بیگانگان ایستادگی کند.»

انقلاب اقتصادی در ایران رخ نمی‌دهد

صالحی در خصوص احتمال انقلاب اقتصادی در ایران می‌گوید: «انقلاب اقتصادی در ایران رخ نخواهد داد. ممکن است در برخی کشورها شاهد انقلاب‌های اقتصادی یا طبقاتی بوده باشیم؛ مثلا انقلاب چین را انقلاب کشاورزان می‌دانند یا در روسیه شاهد انقلاب کارگری بودیم. اما در ایران، همان‌طور که انقلاب ما یک انقلاب ایدئولوژیک و فرهنگی بود، تصور نمی‌کنم انقلابی تحت عنوان انقلاب اقتصادی شکل بگیرد.»

او این چنین استدلال می‌کند که: «به نظرم دو نوع انقلاب در ایران بعید است: یکی انقلاب گرسنگان و پابرهنگان و دیگری انقلاب روشنفکران و طبقات بالادست است.»

این جامعه شناس می‌گوید: «اگر بخواهیم درباره وقوع یک انقلاب صحبت کنیم، باید چند عنصر در کنار هم قرار بگیرند؛ نخست اینکه یک ایدئولوژی جایگزین وجود داشته باشد، دوم اینکه رهبری مشخص شکل بگیرد، سوم نارضایتی عمیق اجتماعی به وجود بیاید و چهارم نیروهایی حاضر باشند جان خود را بدهند و خواهان فروپاشی کامل نظام باشند. بر این اساس، من فکر می‌کنم چون عناصر شکل‌دهنده یک انقلاب مستضعفین یا انقلاب گرسنگان در ایران فراهم نشده، احتمال وقوع چنین انقلابی بسیار بعید است.»

صالحی در مقایسه ایران با سایر کشورها می‌گوید: «اگر بخواهیم مقایسه‌ای با برخی کشورهای دیگر انجام دهیم، می‌بینیم فردی که مثلا درآمد ۱۵۰۰ دلاری دارد، سبک زندگی متفاوتی را تجربه می‌کند و همین مقایسه‌ها باعث شکل‌گیری احساس شکاف و نارضایتی می‌شود.»

به نظر او: «این شرایط مقطعی است. ما حدود هفت تا هشت سال درگیر تحریم بوده‌ایم و از سوی دیگر، یک جنگ ناخواسته نیز بر کشور تحمیل شد. حتی در همین یک سال گذشته نیز جنگ ۱۲ روزه را تجربه کردیم. البته نباید تصور کرد که آثار جنگ فقط محدود به همان ۱۲ یا ۴۰ روز است؛ پیامدهای آن بر زیرساخت‌ها، تولید، برق و بسیاری حوزه‌های دیگر، به‌صورت روزانه خود را نشان می‌دهد.»

بر همین اساس، صالحی عقیده دارد: «اگر شرایط تحریم برطرف شود و ما بتوانیم نفت خود را به‌راحتی بفروشیم، با توجه به اینکه دومین ذخایر گاز و سومین ذخایر نفت جهان را در اختیار داریم و از نظر ژئوپلیتیک و استراتژیک در یکی از بهترین نقاط دنیا قرار گرفته‌ایم، ظرف مدت کوتاهی بخش عمده‌ای از این مشکلات قابل حل است.»

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.