سروده تازه سیدعلی صالحی؛ من حالا، سَر بر کدام زانویِ زخمیِ تو، زندگی کنم؟
سیدعلی صالحی، شاعر، شعر تازهای با عنوان «مسجد سلیمانِ سربههوا» منتشر کرد. متن کامل این سروده را در ادامه میخوانید: دوستت دارم نانِ برشتهی ناشتا، دستپختِ ماهِ مغمومِ من که دنیا را گاه بر دوش میبُرد وُ گاه درد را در سینه برمیگرداند. دوستت دارم دستافشانِ فتیر و فرشته، همیشه سرگرمِ گفتوگو با خود بود
سیدعلی صالحی، شاعر، شعر تازهای با عنوان «مسجد سلیمانِ سربههوا» منتشر کرد.
متن کامل این سروده را در ادامه میخوانید:
دوستت دارم
نانِ برشتهی ناشتا،
دستپختِ ماهِ مغمومِ من
که دنیا را
گاه بر دوش میبُرد وُ
گاه درد را
در سینه برمیگرداند.
دوستت دارم
دستافشانِ فتیر و فرشته،
همیشه سرگرمِ گفتوگو
با خود بود
هم در گلایهای مبهم
که جابهجا
جایِ بیگاهِ گریستن را
میگرفت.
دوستت دارم
هم نان و هم نفتِ سیاه
ناروا شنیدهی همیشه شعلهور،
زنِ پیاده،
زنِ در به در!
دوستت دارم
خورشید زادهی ظلمتزی،
سرزمینِ سلیمان وُ
مسجد مومنانی
هم هزارهی شِمر وُ
هم عزادارِ نینوا…
دوستت دارم
دوزخِ هزاربهشتِ من M. I. S
آه… اِم، آی، اسِ اندوهگزار!
من حالا
سَر بر کدام زانویِ زخمیِ تو
زندگی کنم…!؟
سیدعلی صالحی متولد سال ۱۳۳۴ در ایذه در استان خوزستان شاعر و نویسنده معاصر ایرانی است. او از چهرههای مطرح و شناخته شده در شعر معاصر فارسی است، سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۴ صالحی همراه چند نفر از شاعران همنسل خود جریان «موج ناب» را در شعر سپید پیریزی میکند.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.



ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰