تهران فقط مجموعهای از ساختمانها، بزرگراهها و پروژههای عمرانی نیست؛ شهری است که کیفیت زندگی در آن به اعتماد، روابط اجتماعی و احساس تعلق شهروندان وابسته است. معتقدم برای حرکت از اداره شهر به حکمرانی مطلوب، باید سه حلقه را به یکدیگر پیوند بزنیم: نظارت اجتماعی، تشکلهای محلی و آموزش شهروندی.
۱. نظارت اجتماعی؛ مردم، چشمهای بیدار شهر
تهران ۳۵۲ محله دارد و ۲۱ عضو شورای شهر نمیتوانند بهتنهایی همه مسائل این گستره را شناسایی و پیگیری کنند. معتمدان محلی، اعضای هیئتامنای محلات و فعالان اجتماعی میتوانند حلقه اتصال تجربه روزمره مردم به تصمیمهای مدیریت شهری باشند.
نظارت اجتماعی فقط شکایت از مشکلات نیست؛ یعنی شهروند بتواند درباره کیفیت خدمات، اجرای پروژهها و هزینهکرد منابع عمومی پرسش کند و پاسخ روشن بگیرد. سامانههای نظارتی، از جمله ۱۸۸۸ شهرداری تهران، زمانی اثربخش خواهند بود که ثبت پیام شهروند به پیگیری واقعی و اعلام نتیجه منتهی شود.
شهروندی که احساس کند صدایش شنیده میشود، اعتماد بیشتری به مدیریت شهری خواهد داشت و مسئولیتپذیری او در قبال محله نیز افزایش مییابد.
۲. تشکلهای محلی؛ پل میان مردم و مدیریت شهری
مشارکت مردم بدون سازمانیافتگی، اغلب پراکنده و کمدوام میماند. تشکلهای محلی و سازمانهای مردمنهاد میتوانند مطالبات شهروندان را سامان دهند، برای حل مسائل محله راهحل پیشنهاد کنند و گفتوگوی مستمر با مدیران شهری را شکل دهند.
در دوره ششم شورا، تقویت ظرفیت سمنها و پیگیری سازوکارهای رسمیتر فعالیت تشکلهای محلی را دنبال کردیم. رونمایی از اعتبارنامه فعالیت تشکلهای محلی و صدور ۳۵۴ حکم برای سمنها، از جمله اقداماتی بود که با هدف تسهیل فعالیت این مجموعهها انجام شد.
بااینحال، مشارکت واقعی زمانی شکل میگیرد که مردم فقط مجری تصمیمهای ازپیشگرفتهشده نباشند، بلکه در تعیین اولویتها و شکلگیری تصمیمها نیز نقش داشته باشند.
برای نمونه، در مدیریت پسماند، همراهی مردم در رعایت زمان مناسب قراردادن زباله در مخازن میتواند بر کیفیت خدمات و هزینههای شهری اثر بگذارد. چنین تغییری بیش از آنکه با بخشنامه حاصل شود، به آگاهی، اعتماد و همراهی تشکلهای محلی نیاز دارد.
۳. آموزش شهروندی؛ سرمایهگذاری برای آینده تهران
شهروندی که حقوق و مسئولیتهای خود را بشناسد، بهتر میتواند مطالبه کند، در حل مشکلات مشارکت داشته باشد و میان اطلاعات معتبر و شایعات تمایز بگذارد. ازاینرو، آموزش شهروندی نباید به چند برنامه پراکنده یا توزیع بروشور محدود شود.
هماهنگی برنامههای آموزشی شهرداری، تقویت سواد رسانهای و آموزش حقوق شهروندی، از ضرورتهای مدیریت شهری امروز است. در این میان، طرح شهردار مدرسه نیز فرصتی برای تربیت نسلی مسئولیتپذیر و مشارکتجو فراهم میکند. بر اساس آمار ارائهشده، مدارس تحت پوشش این طرح از یک مدرسه به ۵۷۰ مدرسه افزایش یافتهاند؛ ظرفیتی که میتوان آن را برای انتقال فرهنگ مشارکت از مدرسه به خانواده و محله به کار گرفت.
عدالت ادراکی؛ مردم باید عدالت را احساس کنند
من معتقدم موفقیت مدیریت شهری فقط با تعداد پروژهها، میزان اعتبار هزینهشده یا گزارشهای عملکرد سنجیده نمیشود. شهروند باید احساس کند که دیده میشود، صدایش شنیده میشود و در تصمیمهایی که بر زندگیاش اثر میگذارند، سهم دارد.
این همان اهمیتی است که در چارچوب مفهوم «عدالت ادراکی» بر آن تأکید میکنم. نظارت اجتماعی، تشکلهای محلی و آموزش شهروندی، در کنار یکدیگر میتوانند اعتماد عمومی را تقویت کنند و فاصله میان مردم و مدیریت شهری را کاهش دهند.
تهران را با مردم میسازیم
تهران آینده، با بخشنامههای بیشتر ساخته نمیشود؛ به شهروندانی آگاه، تشکلهایی توانمند و مدیرانی پاسخگو نیاز دارد.
من بهعنوان عضو شورای شهر تهران، تقویت این سه حلقه را بخشی از مسئولیت خود میدانم؛ اما تحقق آن بدون مشارکت مردم امکانپذیر نیست.
از شما دعوت میکنم، در نشستهای محلی شرکت و مسائل را از مسیرهای قانونی پیگیری کنید، از مدیران شهری پاسخ بخواهید.
شهروند، تماشاگر اداره شهر نیست؛ صاحب حق و شریک مسئولیت در ساختن آن است.
تهران زمانی شهر همه ما خواهد بود که هیچ محلهای فراموش نشود، هیچ شهروندی خود را بیصدا نبیند و هیچ مطالبه بهحقی بیپاسخ نماند.
* عضو شورای اسلامی شهر تهران
۴۷۴۷





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰