تاریخ انتشار : سه‌شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۷:۵۶
کد خبر : 33391

روایت مهدی زارع از سیاسی‌ترین زلزله تاریخ ایران؛ وقتی امدادرسانی به سلاح مخالفان شاه تبدیل شد / باز شدن پای روحانیون و چپ‌ها به میدان سیاست

به گزارش تهران خبر به نقل از خبرآنلاین،‌ استاد پژوهشکده بین‌المللی زلزله‌شناسی و مهندسی زلزله با اشاره به هم‌زمانی زلزله طبس با اوج تنش‌های سیاسی در ماه‌های پایانی حکومت پهلوی، می‌گوید: زلزله ۲۵ شهریور ۱۳۵۷، تنها یک هفته پس از «جمعه سیاه» و در شرایطی رخ داد که حکومت نظامی برقرار بود و تضاد میان واکنش‌های

به گزارش تهران خبر به نقل از خبرآنلاین،‌ استاد پژوهشکده بین‌المللی زلزله‌شناسی و مهندسی زلزله با اشاره به هم‌زمانی زلزله طبس با اوج تنش‌های سیاسی در ماه‌های پایانی حکومت پهلوی، می‌گوید: زلزله ۲۵ شهریور ۱۳۵۷، تنها یک هفته پس از «جمعه سیاه» و در شرایطی رخ داد که حکومت نظامی برقرار بود و تضاد میان واکنش‌های اضطراری دولت و بسیج نیروهای مخالف حکومت به‌شدت افزایش یافته بود.

مهدی زارع ادامه می‌دهد: سفر شاه به شهر ویران‌شده طبس نیز در اوج تنش‌های سیاسی و خشم عمومی انجام شد؛ شرایطی که واکنش حکومت به زلزله را با چالش‌های جدی مواجه کرده بود. حکومت پهلوی تحت تأثیر محدودیت‌های ساختاری، فشار شدید بر نظام اداری و فضای سیاسی متشنج قرار داشت.

روایت مهدی زارع از سیاسی‌ترین زلزله تاریخ ایران؛ وقتی امدادرسانی به سلاح مخالفان شاه تبدیل شد / باز شدن پای روحانیون و چپ‌ها به میدان سیاست

بسیج ارتش برای امدادرسانی؛ اما با مشکلات جدی

زارع با اشاره به اقدامات انجام‌شده از سوی دولت و ارتش پس از زلزله طبس می‌گوید: ارتش و دولت عملیات هوایی و لجستیکی گسترده‌ای را برای امدادرسانی انجام دادند. با استفاده از نیروی هوایی، یگان‌های نظامی، هواپیماهای ترابری سی-۱۳۰ و بالگردها، یک پل هوایی میان تهران، بیرجند، مشهد و طبس برقرار شد.

به گفته او، بیمارستان‌های صحرایی، کادر درمانی، چادر، جیره‌های غذایی و دستگاه‌های تصفیه آب به منطقه منتقل شدند. همچنین «جمعیت شیر و خورشید سرخ» برای ارائه خدمات درمانی فوری، برپایی اردوگاه‌های موقت و مدیریت تدارکات اضطراری به منطقه اعزام شد.

او ادامه می‌دهد: یگان‌های مهندسی ارتش نیز مأموریت داشتند جاده‌های مسدودشده در کوه‌های شتری را بازگشایی کنند، خطوط برق آسیب‌دیده را ترمیم کنند و با توجه به تخریب قنات‌های محلی، سیستم‌های اضطراری انتقال آب را راه‌اندازی کنند.

زارع اضافه می‌کند: فرح پهلوی که ریاست چندین بنیاد ملی اجتماعی و فرهنگی را بر عهده داشت، هدایت عملیات امداد بشردوستانه را از طریق شبکه‌های خیریه تحت نظارت خود دنبال کرد. شاه نیز برای قربانیان عزای عمومی اعلام کرد و رسانه‌های دولتی خواستار کمک‌های مردمی و ابراز همبستگی شدند.

با این حال، به گفته زارع، بسیج امکانات دولتی به معنای موفقیت کامل در مدیریت بحران نبود.

او می‌گوید: هماهنگی میان نهادهای غیرنظامی و نظامی به دلیل ساختارهای خشک فرماندهی «از بالا به پایین» و اجرای مقررات حکومت نظامی پس از اعتراضات جمعه سیاه کند شده بود.

وقتی ۸۵ درصد جمعیت طبس از بین رفتند

زارع با اشاره به ابعاد فاجعه انسانی زلزله طبس می‌گوید: با کشته شدن حدود ۸۵ درصد از ساکنان طبس، کادر اداری، انتظامی و درمانی محلی عملاً از بین رفته بود و هرگونه ظرفیت اولیه برای واکنش محلی نیز نابود شد.

او ادامه می‌دهد: در چنین شرایطی، بی‌اعتمادی گسترده‌ای که در ماه‌های پایانی منتهی به انقلاب وجود داشت، اهمیت زیادی پیدا کرد. بسیاری از شهروندان با نادیده گرفتن مجاری رسمی دولتی، کمک‌های خود را مستقیماً از طریق شبکه‌های روحانیت مخالف حکومت ارسال می‌کردند.

به گفته زارع، در همین شرایط، گروه‌های چپ‌گرا و مارکسیست نیز وارد میدان امدادرسانی شدند. سازمان چریک‌های فدایی خلق، حزب توده و شبکه‌های دانشجویی چپ‌گرا، فعالیت‌های خود را در بستر بسیج سیاسی منتهی به انقلاب ۱۳۵۷ سامان دادند. این گروه‌ها به دلیل سرکوب‌های ساواک، تحت نظارت شدید حکومت یا به صورت مخفیانه فعالیت می‌کردند؛ بنابراین عملیات جست‌وجو، نجات و امدادرسانی آنها بیشتر در قالب شبکه‌های مستقل مردمی و تلاش مستقیم برای یافتن مفقودان انجام شد.

سازمان‌های چپ‌گرا عملیات جست‌وجو و نجات را به بستری برای برجسته کردن ناکامی‌های حکومت محمدرضا شاه پهلوی تبدیل کردند.

زارع ادامه می‌دهد: فعالان چپ‌گرا، در کنار مخالفان مذهبی و دانشجویان مستقل دانشگاهی، کاروان‌های امدادی مستقلی را سازماندهی کردند که از تهران، مشهد و یزد به سمت طبس حرکت کردند. تیم‌های داوطلب متشکل از دانشجویان و فعالان سوسیالیست که در روزهای نخست به منطقه رسیده بودند، دوشادوش بازماندگان محلی به آواربرداری دستی و بیرون کشیدن اجساد پرداختند و به این ترتیب بخشی از خلأ ناشی از تأخیر در استقرار نیروهای نظامی را پر کردند.

او اضافه می‌کند: داوطلبان چپ‌گرا همچنین شبکه‌های تدارکاتی خودگردانی برای توزیع مستقیم مواد غذایی، پتو، چادر و اقلام پزشکی میان خانواده‌های آواره ایجاد کردند تا منابع از مسیرهای رسمی دولتی منحرف نشود.

روایت مهدی زارع از سیاسی‌ترین زلزله تاریخ ایران؛ وقتی امدادرسانی به سلاح مخالفان شاه تبدیل شد / باز شدن پای روحانیون و چپ‌ها به میدان سیاست

امدادرسانی به میدان مبارزه سیاسی تبدیل شد

زارع با اشاره به سیاسی شدن امدادرسانی پس از زلزله طبس می‌گوید: این سیاسی‌سازی در عمل با افشای ناکارآمدی‌های رژیم پهلوی همراه شد. سازمان‌های چپ‌گرا عملیات جست‌وجو و نجات را به بستری برای برجسته کردن ناکامی‌های حکومت محمدرضا شاه پهلوی تبدیل کردند. این گروه‌ها با انتشار شب‌نامه‌ها و اعلامیه‌های زیرزمینی، فرماندهان ارشد نظامی رژیم را متهم می‌کردند که اجرای حکومت نظامی در شهرها را بر واکنش سریع و اضطراری در مناطق روستایی خراسان مقدم شمرده‌اند.

به گفته زارع، در حالی که رسانه‌های رسمی دولتی بر عملیات انتقال هوایی ارتش و بازدیدهای سلطنتی تأکید داشتند، گروه‌های مارکسیست کمبود ماشین‌آلات سنگین، تأخیر در انتقال مجروحان و نحوه نامناسب رسیدگی به اجساد را مستند می‌کردند.

او می‌گوید: مخالفان حکومت از این شواهد برای طرح این استدلال استفاده می‌کردند که نظام شاهنشاهی نسبت به جان طبقه کارگر و روستاییان بی‌تفاوت است.

روحانیت؛ شبکه‌ای آماده برای امدادرسانی

زارع در ادامه به نقش شبکه‌های مذهبی و روحانیت در امدادرسانی به زلزله‌زدگان طبس اشاره می‌کند و می‌گوید: شبکه‌های اسلام‌گرا از ظرفیت مساجد محلی و کمک‌های مالی بازاریان برای هماهنگی مراکز بزرگ امدادی استفاده کردند.

او ادامه می‌دهد: با وجود تفاوت‌های ایدئولوژیک میان نیروهای مذهبی و چپ، هر دو جناح یک هدف تاکتیکی مشترک داشتند و آن، استفاده از کارهای امدادی مستقل برای تضعیف اقتدار دولت شاه بود.

به گفته زارع، نیروهای امنیتی و ساواک، اگرچه در روزهای زلزله و پس از آن به دلیل اوج‌گیری انقلاب به‌شدت تضعیف شده بودند، همچنان اردوگاه‌های امدادی غیردولتی را که توسط روحانیون و دانشجویان چپ‌گرا برپا شده بود زیر نظر داشتند و گاهی آنها را مختل می‌کردند.

او می‌گوید: نگرانی نیروهای امنیتی این بود که ایستگاه‌های امداد به مراکزی برای تبلیغات ضد رژیم و جذب نیرو برای انقلاب تبدیل شوند.

زارع اضافه می‌کند: در پاییز ۱۳۵۷، گروه‌های انقلابی با ورود به مناطق روستایی برای بیرون کشیدن بازماندگان و توزیع تدارکات، مدل‌های جایگزین سازماندهی مردمی را به نمایش گذاشتند و از کمبودهای امدادی برای تضعیف بیشتر جایگاه سیاسی دولت شاه، ماه‌ها پیش از پیروزی انقلاب، استفاده کردند.

زلزله طبس و شکل‌گیری «حکمرانی موازی»

زارع با اشاره به نقش روحانیت و شبکه‌های اسلام‌گرای حامی امام خمینی می‌گوید: واکنش روحانیت یکی از مهم‌ترین ابعاد سیاسی زلزله طبس بود. این زلزله که تنها یک هفته پس از جمعه سیاه و در شرایط حکومت نظامی رخ داد، به عرصه‌ای اصلی برای نمایش قدرت تشکیلاتی نیروهای مذهبی تبدیل شد.

او ادامه می‌دهد: دولت مرکزی پس از زلزله با تأخیر در تدارکات و لجستیک دست‌به‌گریبان بود، اما روحانیون حامی امام خمینی از شبکه سراسری مساجد، حوزه‌های علمیه و صندوق‌های مالی بازاریان سنتی استفاده کردند و ظرف ۲۴ تا ۴۸ ساعت کمک‌های مالی و کالایی گسترده‌ای جمع‌آوری شد.

به گفته زارع، چهره‌های ارشد حامی امام خمینی و روحانیون محلی نیز مستقیماً وارد منطقه فاجعه‌زده شدند. شخصیت‌هایی همچون آیت‌الله محمد بهشتی، آیت‌الله محمدجواد باهنر و آیت‌الله محمد صدوقی، هدایت ستادهای امدادی مستقل را در شهر طبس و مناطق پیرامونی بر عهده گرفتند.

او با اشاره به اسناد ساواک درباره این فعالیت‌ها می‌گوید: در یکی از گزارش‌های ساواک پس از زلزله آمده بود که حسینیه ارشاد مبلغ ۳۰۰ هزار تومان برای کمک به منطقه آورده و پیشنهاد شده بود در صورت امکان، یکی از روستاهای آسیب‌دیده به حسینیه ارشاد واگذار شود تا بازسازی آن با استفاده از کمک‌های جمع‌آوری‌شده انجام گیرد.

این زلزله که تنها یک هفته پس از جمعه سیاه و در شرایط حکومت نظامی رخ داد، به عرصه‌ای اصلی برای نمایش قدرت تشکیلاتی نیروهای مذهبی تبدیل شد.

زارع ادامه می‌دهد: شبکه‌های روحانیت، کامیون‌های حامل مواد غذایی، آب آشامیدنی سالم، پتو، چادر و تیم‌های پزشکی را مستقیماً از شهرهایی مانند یزد، مشهد، تهران و قم به منطقه اعزام کردند. آنها عمداً مستقل از ارتش و «جمعیت رسمی شیر و خورشید سرخ» عمل می‌کردند تا کمک‌ها از مسیر بوروکراسی دولتی عبور نکند.

روایت مهدی زارع از سیاسی‌ترین زلزله تاریخ ایران؛ وقتی امدادرسانی به سلاح مخالفان شاه تبدیل شد / باز شدن پای روحانیون و چپ‌ها به میدان سیاست

از امدادرسانی تا ایجاد اعتماد اجتماعی

زارع با اشاره به نقش داوطلبان مذهبی در عملیات امداد می‌گوید: روحانیون حامی امام خمینی، هزاران جوان مذهبی، دانشجو و کارگر بازار را در قالب تیم‌های داوطلب جست‌وجو و نجات بسیج کردند. در شرایط کمبود ماشین‌آلات سنگین، این داوطلبان با دست خالی آوارها را کنار می‌زدند تا اجساد و بازماندگان را پیدا کنند.

او ادامه می‌دهد: برخلاف دفن‌های دسته‌جمعی و شتاب‌زده‌ای که طبق دستورالعمل‌های شرایط اضطراری انجام می‌شد و آسیب روانی شدیدی به جامعه وارد می‌کرد، روحانیت بر اجرای آیین‌های سنتی تدفین اسلامی تأکید داشت.

هنگامی که محمدرضا پهلوی برای بازدید از مناطق آسیب‌دیده به طبس سفر کرد، با سردی آشکار و خصومت علنی بازماندگان و امدادگران مذهبی مواجه شد.

به گفته زارع، آنها در صورت امکان مقدمات غسل، کفن و نماز میت را به صورت انفرادی فراهم می‌کردند؛ اقدامی که به تسکین آلام بازماندگان کمک می‌کرد و موجب جلب اعتماد عمیق جامعه می‌شد.

او با اشاره به پیام امام خمینی از نجف درباره زلزله طبس می‌گوید: امام خمینی از محل تبعید خود در نجف، ضمن ابراز همدردی با قربانیان، رژیم شاه را به بی‌توجهی، فساد و سوءمدیریت در بحران متهم کرد و از ایرانیان خواست کمک‌های خود را نه از طریق مجاری دولتی، بلکه مستقیماً برای روحانیون مورد اعتماد ارسال کنند.

زارع ادامه می‌دهد: هنگامی که محمدرضا پهلوی برای بازدید از مناطق آسیب‌دیده به طبس سفر کرد، با سردی آشکار و خصومت علنی بازماندگان و امدادگران مذهبی مواجه شد.

او در جمع‌بندی نقش سیاسی زلزله طبس می‌گوید: برای روحانیت و جنبش هوادار امام خمینی، زلزله سال ۱۳۵۷ طبس به مثابه نمایشی عملی از «حکمرانی موازی» یا سایه بود.

به گفته زارع، شبکه روحانیت با ارائه خدمات مؤثر در زمینه جست‌وجو و نجات، حمایت معنوی و کمک‌های مادی در زمانی که سازوکارهای دولتی ناکارآمد عمل می‌کردند، اعتبار عمومی خود را تحکیم بخشید و توانمندی‌های سازمانی لازم را برای تسهیل انتقال قدرت در جریان انقلاب ۱۳۵۷ ایران ایجاد کرد.

۴۷۴۷

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.