تاریخ انتشار : یکشنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۵ - ۱۶:۳۵
کد خبر : 30802

هر نفر به‌جای ۱۲ نفر کار می‌کند!

فرارو– سردار رضا رستگاری، فرمانده یگان حفاظت محیط زیست از کمبود تعداد محیط‌بانان کشور خبر داده است. به گفته او، در حال حاضر هر یک محیط‌بان به‌جای 12 نفر کار می‌کند. یعنی به جای آن که هر نفر، مسئول حفاظت از هزار هکتار زمین حفاظت‌شده باشد، به‌تنهایی از 12 هزار هکتار محافظت می‌کند. به گزارش

فرارو– سردار رضا رستگاری، فرمانده یگان حفاظت محیط زیست از کمبود تعداد محیط‌بانان کشور خبر داده است. به گفته او، در حال حاضر هر یک محیط‌بان به‌جای 12 نفر کار می‌کند. یعنی به جای آن که هر نفر، مسئول حفاظت از هزار هکتار زمین حفاظت‌شده باشد، به‌تنهایی از 12 هزار هکتار محافظت می‌کند.

به گزارش فرارو، رستگاری وعده جذب نیروی متخصص و همچنین به‌کارگیری فارغ‌الحصیلان هنرستان‌های محیط‌بانی را داده؛ اما با وجود این، محیط‌بانان و جنگل‌بانان همچنان جان خود را کف دست می‌گذارند و با عوامل انسانی و حیوانی در چالشند. شاید خشن‌ترین پرونده تاریخ جنگلبانی ایران، مربوط به رئیس اداره منابع طبیعی ماسال باشد که پس از مقابله با متخلفان ربوده شد و به شکل فجیعی شکنجه و به قتل رسید. عاملان پرونده در نهایت دستگیر و اعدام شدند. 

در حالی که بسیاری از محیط‌بانان از خطر شکارچیان مسلح می‌گویند، برومند نجفی با خطر دیگری روبه‌رو شد: خطر استفاده از سلاح سازمانی؛ او در جریان ماموریت به خودروی متخلفان شلیک کرد ولی مرگ یکی از سرنشینان باعث شد خودش متهم به قتل شود و حتی تا آستانه اجرای حکم قصاص پیش برود. پرونده‌ای که به نمادی از بلاتکلیفی حقوقی محیط‌بانان تبدیل شد و پرسشی بدون پاسخ مطرح کرد: پس چرا محیط‌بانان اسلحه دارند، اگر اجازه به‌کارگیری آن وجود ندارد؟

بهای حفاظت؛ گاهی با جان

در مناطق حفاظت‌شده زاگرس، به‌ویژه دنا نیز چندین محیط‌بان طی سال‌های مختلف در درگیری با شکارچیان غیرمجاز زخمی یا کشته شدند. این پرونده‌ها هر مرتبه، مسئله کمبود نیرو، تجهیزات و پشتیبانی را به مسئولان گوشزد می‌کردند.

محیط بان 4

با این حال، همه جان‌باختگان با گلوله کشته نشده‌اند. در سال‌های اخیر تعدادی از نیروهای منابع طبیعی و فعالان محلی هنگام مهار آتش‌سوزی جنگل‌ها و مراتع جان خود را از دست داده‌اند. برخی در محاصره آتش گرفتار شدند و برخی وسعت حریق و کمبود امکانات امدادی امانشان نداد و نتوانستند از منطقه خارج شوند.

بخش کمتر دیده شده اما به تقابل محیط‌بانان و جنگل‌بانان با خرس، پلنگ، گراز و دیگر گونه‌های وحشی بازمی‌گردد. در بسیاری از این موارد، ماموران تلاش کرده‌اند بدون آسیب به حیوانات ماجرا را مدیریت کنند که حاکی از رعایت اخلاق حرفه‌ای آن‌هاست. پس محیط‌بانانی وجود دارند که با وجود در اختیار داشتن سلاح، از شلیک مستقیم به حیوانات خودداری کرده‌ و خودشان آسیب دیده‌اند.

از تعداد دقیق کشته‌شدگان، آمارهای متفاوتی وجود دارد. برخی فقط محیط‌بانان سازمان حفاظت محیط زیست را شامل می‌شوند و برخی دیگر جنگل‌بانان منابع طبیعی را هم در بر می‌گیرند. با این حال، تقریبا همه گزارش‌های رسمی بر یک موضوع اتفاق نظر دارند: حفاظت از طبیعت در ایران، سال‌ها با هزینه‌ای سنگین برای نیروهای خط مقدم این حوزه همراه بوده است.

در دهه ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰، غالب حوادث در رسانه‌ها انعکاس نیافت. اخبار درگیری محیط‌بانان با شکارچیان غیرمجاز یا متجاوزان به منابع طبیعی از محدوده رسانه‌های محلی فراتر نمی‌رفت و بسیاری از پرونده‌ها هرگز به حافظه عمومی راه پیدا نکرد.

از دهه ۱۳۸۰ به بعد اما ابعاد خشونت آشکارتر شد. در این سال‌ها، شماری از محیط‌بانان در کمین شکارچیان مسلح هدف گلوله قرار گرفته و تعدادی از جنگل‌بانان نیز در مقابله با قاچاقچیان چوب و متصرفان اراضی ملی جان خود را از دست دادند. برخی از این پرونده‌ها به حدی تکان‌دهنده بودند که هنوز هم بین فعالان محیط زیست نقل می‌شود؛ یکی از شناخته‌شده‌ترین پرونده‌ها به ناصر پیروی، رئیس اداره منابع طبیعی ماسال بازمی‌گردد. او در اردیبهشت ۱۳۸۴ ربوده شد و جسدش را چند روز بعد در جنگل‌های گیلان پیدا کردند. وی به شکل فجیعی شکنجه و سرش با تیغ موکت‌بری از بدن جدا شده بود. پرونده او در نهایت با دستگیری و اعدام عاملان اصلی به پایان رسید اما هنوز هم یکی از تلخ‌ترین نمونه‌های خشونت علیه حافظان منابع طبیعی کشور به شمار می‌رود.

محیط بان 2

دهه ۱۳۹۰ را می‌توان یکی از پرهزینه‌ترین دوره‌ها برای محیط‌بانان ایران دانست. در این سال‌ها چندین محیط‌بان در درگیری مستقیم با شکارچیان غیرمجاز کشته شدند. برخی در کمین مهاجمان مسلح جان باختند و برخی دیگر هنگام تعقیب متخلفان هدف تیراندازی قرار گرفتند. بسیاری از این پرونده‌ها به بازداشت و محکومیت عاملان انجامید ولی در برخی موارد هم خیر.

همزمان با افزایش این قبیل حوادث، بحث حمایت قانونی از محیط‌بانان نیز جدی‌تر شد. کشته‌شدن چند محیط‌بان شناخته‌شده، موضوع تجهیز نیروها، حمایت قضایی، بیمه و ارتقای جایگاه شغلی آنان را بارها در مجلس و دولت مطرح کرد. با این حال، فعالان محیط زیست معتقدند شکاف میان مسئولیت‌های سنگین محیط‌بانان و امکانات در اختیار آنها همچنان پابرجاست.

در دهه ۱۴۰۰ نیز این روند متوقف نشد. علاوه بر درگیری با شکارچیان غیرمجاز، تعدادی از نیروهای حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست در جریان مهار آتش‌سوزی جنگل‌ها و مراتع یا ماموریت‌های حفاظتی جان خود را از دست داده‌اند. برخی پرونده‌ها به نتیجه قضایی رسیده و عاملان محکوم شده‌اند اما در مواردی نیز هنوز ابهام‌هایی درباره سرنوشت نهایی پرونده‌ها وجود دارد؛ غلامرضا حیدری، محیط‌بان گیلانی، در ارتفاعات دیلمان با خرس مادری روبه‌رو شد که دو توله همراهش بودند. خرس به او حمله کرد و آسیب جدی به دستانش وارد آورد ولی حیدری با وجود در اختیار داشتن سلاح به حیوان شلیک نکرد. او بعدها گفت نمی‌خواسته به خرس یا توله‌هایش آسیبی برسد. روایت او برای بسیاری از فعالان محیط زیست، نمادی از تعهد محیط‌بانان به حفاظت از حیات وحش حتی در شرایط خطرناک بود.

بنابراین، آنچه امروز در آمار کمبود نیرو دیده می‌شود را باید فراتر از یک شاخص عددی در نظر گرفت. پشت هر محیط‌بان یا جنگل‌بانی که باید به تنهایی از هزاران هکتار عرصه طبیعی حفاظت کند، ده‌ها سال تجربه، خطر و فداکاری نهفته است. مسیری که برای برخی با گلوله شکارچیان، برای بعضی با مقابله با قاچاقچیان چوب و برای تعدادی دیگر نیز با حوادثی پایان یافته که نامشان را به تاریخ حفاظت از طبیعت ایران پیوند زده است.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.