همسرکشی با همدستی شوهر صیغهای سابق
زنی که همسرش را از بچههایش مخفی کرده و با همدستی شوهر صیغهای سابقش او را به قتل رسانده است، در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد. به گزارش اعتمادآنلاین، متهم یک سال پیش شوهرش را در منطقه ورامین در خانه شوهر صیغهای سابقش با همدستی این مرد کشت. یک سال قبل زنی مدعی شد
زنی که همسرش را از بچههایش مخفی کرده و با همدستی شوهر صیغهای سابقش او را به قتل رسانده است، در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد.
به گزارش اعتمادآنلاین، متهم یک سال پیش شوهرش را در منطقه ورامین در خانه شوهر صیغهای سابقش با همدستی این مرد کشت.
یک سال قبل زنی مدعی شد شوهرش به نام فریدون که قبلاً سکته مغزی کرده بود پس از وخامت حالش جانش را از دست داده است. فرزندان این مرد ادعای نامادری را قبول نکردند و گفتند پدرشان به قتل رسیده و درخواست کالبدشکافی کردند. تحقیقات متخصصان نشان داد مقتول خفه شده است.
فرزندان فریدون علیه نامادری شکایت کردند و خواستار مجازات او و همدستش شدند. این زن که نسرین نام دارد به پلیس گفت وقتی به خانه دوستش کاظم رسید، شوهرش فوت کرده بود و کاظم او را کشته است.
کاظم به ماموران گفت: نسرین خودش شوهرش را کشت. فریدون، نسرین را کتک میزد. نسرین هم عصبانی بود. از من کمک خواست. او را به خانه من آورد و در آنجا مقتول را زدیم. حالش بد شد و بعد من دهانش را گرفتم و نسرین هم او را زد تا اینکه مرد جان داد.
متهمان به اتهام مشارکت در قتل بازداشت شدند و پرونده برای رسیدگی به شعبه پنج دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسیدگی کیفرخواست علیه متهمان خوانده شد. با توجه به اینکه کاظم در زندان فوت کرده بود، نسرین در جایگاه حاضر شد. او گفت: اتهام قتل را قبول ندارم. من چند ماهی بود که با فریدون ازدواج کرده بودم. او قبلاً سکته کرده بود و بیاختیاری ادرار داشت.
وقتی با من ازدواج کرد، گفت دوست ندارد بچههایش او را در این شرایط ببینند. من از او مراقبت میکردم اما بعد کمکم بدرفتاریاش با من شروع شد. کسی را در این اطراف نداشتم به همین خاطر کاظم که خواستگار سابقم بود، به من کمک میکرد.
شوهرم وقتی با من لج میکرد جای خودش را کثیف میکرد تا من تمیز کنم، وقتی اعتراض کردم گفت به تو پول نمیدهم. هر وقت عصبانی میشد هرچه از دهانش درمیآمد به من میگفت. وقتی به من گفت کارهای ناشایست انجام بدهم، عصبانی شدم. کاظم آمد بین ما آشتی برقرار کند و برای همین در خانه ما بود. دعوا که بالا گرفت گفت بیایید به خانه من برویم. شوهرم در خانه کاظم مرا کتک زد و من هم از خودم دفاع کردم.
او ادامه داد: در خانه کاظم بودیم که از بنگاه زنگ زدند تا ما برای تمدید اجاره خانه برویم. شوهرم گفت به من ربطی ندارد تو برو. من رفتم و وقتی برگشتم دیدم شوهرم روی زمین افتاده و به سقف نگاه میکند. به کاظم گفتم چه شده گفت نمیداند، همین که فریدون رفت دستشویی و آمد روی زمین افتاد. من با اورژانس تماس گرفتم، مامور اورژانس گفت گوشی را روی آیفون بگذار و هر کار میگویم بکن تا احیا شود. من گوشی را روی آیفون گذاشتم و کاظم با ماساژ سینه سعی کرد او را احیا کند اما مرده بود. شاید شکستگی قفسه سینه همان موقع اتفاق افتاده باشد.
در این هنگام قاضی گفت: طبق گزارش پرونده کاظم با تو نسبتی نداشته بلکه قبلاً شوهر صیغهای تو بوده است.
متهم این حرف را تایید کرد و گفت: بله من محرم بودم. با کاظم در مغازهاش هم کار میکردم ولی بعد با فریدون ازدواج کردم.
قاضی پرسید کاظم چرا فوت کرد که متهم جواب داد نمیداند.
سپس فرزندان مقتول درخواست قصاص کردند. پسر بزرگ مقتول گفت: پدرمان مردی با شأن اجتماعی بالا بود. او نظامی بود. بعد از وفات مادرمان سکته مغزی کرد و بدنش آسیب دید اما اینطور نبود که کنترل ادرار نداشته باشد. ما همگی از پدرمان مراقبت میکردیم و خواهرم بیشتر پیش پدرمان بود.
سه روز قبل از گم شدن پدرمان، او خانه من بود. هر روز هم همگی به او زنگ میزدیم تا اینکه یکدفعه تلفنش خاموش شد. هر جایی که فکر کنید گزارش دادیم و من خودم بیمارستانها و پزشکی قانونی را گشتم و پیدایش نکردم تا اینکه یک روز همسایه زنگ زد و گفت پدرتان با یک زن آمده مقابل خانه پدرم.
رفتیم اما کسی در را باز نکرد. این زن حتی وسایل شخصی خواهرم را به خیابان ریخته بود. بعد همسایه گفت پدرتان گفته زنش عصبانی است، شما نیایید ممکن است به شما آسیب بزند. بعد از آن دیگر اجازه نداد پدرمان را ببینیم تا اینکه خبر مرگش را به ما دادند. این زن پدرمان را شکنجه کرده و قصاص میخواهیم.
در پایان و بعد از اخذ آخرین دفاع از متهم، قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.



ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0