به گزارش تهران خبر به نقل از خبرآنلاین فاتح بیرول، رئیس آژانس بینالمللی انرژی در روز دوشنبه به کشورهای جهان نسبت به جنگ با ایران هشدار داد و گفت به دلیل این جنگ و بسته شدن تنگه هرمز بر عبور کشتیها و نفتکشها، ذخایر تجاری نفت جهان به سرعت در حال کاهش است و تنها به اندازه چند هفته از این ذخایر باقی مانده است.
او گفت: آزادسازی ذخایر استراتژیک نفت، روزانه ۲.۵ میلیون بشکه نفت به بازار اضافه کرده است، اما این ذخایر بیپایان نیستند. او افزود: شروع فصل کشت بهاره و سفرهای تابستانی در نیمکره شمالی، با افزایش تقاضا برای دیزل، کود، سوخت جت و بنزین، ذخایر را سریعتر تخلیه خواهد کرد.
با این وجود، مذاکرات هنوز به نتیجه نرسیده و محافل قدرت در ایالات متحده دائم بر احتمال از سرگیری حملات نظامی در روزهای آینده خبر میدهد. اتفاقی که اگر رخ دهد، جدای از هر نتیجهای، احتمالا بازار نفت را به شکل چشمگیری دستخوش بحران کند.
محمد حسین معماریان، تحلیلگر اقتصاد کلان، در این باره به تهران خبر به نقل از خبرآنلاین گفت: بازار نفت به طور خاص در دو سناریوی تداوم وضع موجود و آغاز درگیری جنگ، همچنان دچار کمبودها و افزایش قیمت خواهد بود و بسته به اینکه کدام یک از این دو سناریو اجرا شوند، سرعت این اتفاق کم یا زیاد میشود.
او افزود: اگر وضعیت فعلی ادامه یابد، یعنی همچنان تنگه هرمز مسدود بماند و از عبور مقادیر فراوان نفت و فرآوردهها جلوگیری شود، همزمان محاصره دریایی ایران هم ادامه پیدا کند، بازار نفت هر ماه با مشکلات بیشتری مواجه خواهد بود. برآوردها نشان میدهد تا اواخر تابستان یا اوایل پاییز وضعیت انرژی در جهان به مرحله بسیار بحرانی خواهد رسید. کمااینکه در طول جنگ هم هر چه به سمت جلوتر آمدیم، مشکلات بازار بیشتر نمایان شد.
هرچه از جنگ گذشت، بازار نفت متلاطمتر شد
آمریکا با تصور اینکه پس از ترور مقامات جمهوری اسلامی، به سرعت حکومت دستخوش تغییراتی میشود، حمله خود را در روز ۹ اسفند آغاز کرد اما پس از ترورها، ایران دستخوش تغییر خاصی نشد. جنگ ادامه پیدا کرد و ایران هم آن طوری که وعده داد جنگ را منطقهای کرد. خوشبینی زیاد ترامپ موجب شد به پیامدهای اقدام تجاوزکارانه خود توجه نکند و حالا به گفته فاتح بیرول، رئیس آژانس بین المللی انرژی ذخایر تجاری نفت جهان به سرعت در حال مصرف است.
معماریان در توضیح روند حاکم بر بازار نفت گفت: در ماه مارس، نخستین ماه جنگ، ذخایر موجود در کشتیها و نفتهای خریداری شده از پیش مورد استفاده قرار گرفت و تا حدی کسری به تعویق انداخت. همچنین واشنگتن هم با معافیت تحریمی که به روسیه داد اجازه خرید از نفت روی دریای این کشور را داد. گفته میشود بین ۱۴۰ تا ۱۸۰ میلیون بشکه نفت روسیه روی آبها قرار داشت که در ماه مارس فروخته شد. به این ترتیب در ماه اول جنگ با کسری چشمگیری مواجه نشدیم.
تحلیلگر اقتصاد سیاسی به ماه دوم جنگ اشاره کرد و گفت: از آوریل مشکلات بیشتر شد زیرا بخش زیادی از نفت روی آب روسیه و نفت موجود روی کشتیها و از قبل خریداری شده هم به اتمام رسید. از ماه دوم بود که به تدریج برداشت هم از ذخایر استراتژیک کشورها و هم از ذخایر تجاری آغاز شد اما همانطوری که رییس آژانس بین المللی انرژی گفته، این منابع ناتمام نیستند و بحران کمبود به زودی ممکن است گریبان ذخایر کشورها را هم بگیرد.
فاتح بیرول در بخش دیگری از صحبتهایش تاکید کرده بود در هفتههای گذشته روزانه دو و نیم میلیون بشکه نفت از ذخایر تجاری جهان مورد استفاده قرار گرفته است. هر چند او به ذخایر استراتژیک اشاره نکرد که به نظر میرسد هنوز به اندازه ذخایر تجاری مصرف نشدهاند، اما حتی ذخایر استراتژیک روزی به پایان میرسند. مصرف ذخایر استراتژیک ریسک بسیار بالایی را به دنبال دارد و کشورها کمتر تمایلی به مصرف آن دارند.
معماریان در توضیح اقدامی دیگر که بازار را آرام کرد گفت: در آوریل چین دو و نیم میلیون بشکه و آمریکا یک تا یک و نیم میلیون بشکه از تقاضای خود کاستند که این نیز تا حدی کمبودها را خنثی کرد ولی از ماه می به نظر میرسد دیگر امکان کاهش تقاضا وجود نداشته و امکان صرفه جویی برای کنترل قیمتها به حداقل رسیده است.

جهان درگیر بحران ذخایر نفتی
ماه می گرچه در شرایطی آغاز شد که میان دو طرف آتش بس برقرار بود ولی به دلیل تهدیدات، هنوز شرایط نرمال نبود و بازار همچنان در وضعیت شبه جنگی قرار داشت و همین امر بر بحران بازار نفت افزود.
کارشناس اقتصاد کلان درباره تحولات سومین ماه پس از حمله آمریکا به ایران گفت: در ماه می کسری بازار با وجود آتش بس، کاملا محسوس بود. اثر کسی تجمعی که در ماه آوریل احساس شد، در ماه می ادامه یافت. درنتیجه کشورها بیش از پیش سراغ برداشت از ذخایر خود رفتند. منتها میزان برداشتی که از ذخایر در ماه می انجام شد قابل استمرار نیست و از نظر فنی میتواند هر کشوری را دچار مشکل کند.
کارشناس اقتصادی با اشاره به گزارش گلدمن ساکس توضیح داد: در مطالعه گلد من ساکس گفته شود اگر برداشت از ذخایر به ۷ هزار و ۵۰۰ میلیون بشکه برسد، جهان دچار تنشهای عملیاتی میشود و پیشبینی کرد تا سپتامببر یا شهریورماه اگر این روند ادامه داشته باشد، به اصطلاح کشورها به کف عملیاتی خود خواهند رسید که بسیار پر ریسک است. گرچه به طور مستقل نمیشود این گفتههای گلدمن ساکس را تایید کرد اما قاطعانه میتوان گفت که ذخایر ابدی نیستند.
معماریان تاکید کرد: تداوم سناریوی نه جنگ و نه صلح و ادامه وضع موجود موجب میشود هر ماه فشاری بیشتر به بازار نفت بیاید، چنانکه در سه ماهه نخست هم هر ماه فشارها به بازار بیشتر بود و حتی آتش بس هم نتوانست آرامش را کاملا به بازار باز گرداند. تداوم این وضعیت تا چند ماه دیگر میتواند بحران نفت را به چالش اساسی کشورها تبدیل کند و فشار را به اقتصاد آمریکا و متحدانش به شدت افزایش دهد.
آغاز جنگ، بحران را تسریع میکند
مذاکرات با توجه به زیادهخواهیهای آمریکا به نتیجه نرسیده و بیم آن میرود تا دوباره آتش بس موجود شکسته شود. به ویژه آنکه در یک سال گذشته ترامپ دو بار در میانه مذاکرات حمله به ایران را اجرایی کرد. ترامپ به ویژه پس از بازگشت از چین که به نظر میرسد دستاوردی در زمینه بازگشایی تنگه هرمز برای او نداشت، حالا تهدیداتی سخت را علیه ایران آغاز کرده و مسئولان ایرانی هم عزم خود برای مقاومت پافشاری میکنند.
معماریان در مورد سناریوی جنگ گفت: در سناریوی جنگ، ریسکهای موجود در بازارها به طور فزایندهای افزایش خواهد یافت. با آغاز جنگ، به سرعت قیمتها بالاتر خواهد رفت. در زمان آتش بس قیمت نفت چیزی در حدود ۱۰ تا ۱۵ دلار ریزش کرد و حالا هم انتظار میرود با شلیک حتی یک گلوله و آغاز رسمی جنگ، همین میزان بر قیمت «طلای سیاه» افزوده شود.
او پیشبینی کرد در سناریوی جنگ، تشدید تنشها بسیار جدی خواهد و بازار ظرف یک تا سه ماهه به وضعیت بحرانی دچار خواهد شد و بحران به شدت تسریع میشود.
این مدرس دانشگاه تصریح کرد: سناریوی جنگ را در حالت سناریوی «جنگ جهنمی» و حملات مستقیم و پر دامنه به زیرساختها، بحران را با سرعتی غیرقابل باور، به حداکثر خواهد رساند و در عین حال تبعاتی که به دنبال دارد، بلندمدت خواهد بود. چنانچه ایران و ایالات متحده به چاههای نفت حملات گسترده کنند، تا سالها بازار به روزهای عادی برنخواهد گشت و دچار ناترازی میکند.

کلید تابآوری ایران افزایش درآمد ارزی است
محاصره دریایی به معنای فرسایشی کردن روند جنگ است. در این شرایط هر کدام از طرفین که زودتر تابآوری خود را از دست دهد، شکست را خواهد پذیرفت.
معماریان درباره کلید افزایش تابآوری ایران گفت: هر قدر بتوانیم درآمدهای ارزی و صادرات نفت را افزایش دهیم، تابآوری بیشتری خواهیم داشت. اگر بتوانیم محاصره را دور بزنیم و نفت بیشتری صادر کنیم، اقدام آمریکا بی اثر میشود. اگر خط اعتباری از کشوری دریافت کنیم که برای چند ماه درآمد ارزی برای حداقل نیازهای خود داشته باشیم، عبور موفق از این مرحله تسهیل میشود.
وی ادامه داد: در غیر این صورت، هر تمهیدی که بتواند به تسریع واردات کالاهای مورد نیاز کشور کمک کند، به سود تابآوری ایران خواهد بود. به طور خاص ما در این روزها باید واردات دو دسته کالاها را تسهیل کنیم؛ از یک طرف کالاهای اساسی مردم هستند که باید هر چه زودتر وارد شوند و از سوی دیگر آن دسته از کالاهایی که زیرساخت تولیدیشان توسط اسراییل و آمریکا بمباران شد، مانند محصولات پتروشیمی و فولاد هم اگر زودتر وارد کشور شوند، به سود افزایش تابآوری ما خواهد بود.
وی درباره تابآوری ایالات متحده و متحدانش تاکید کرد: هر اتفاقی که موجب نوسان و جهش قیمتی در بازار نفت شود از جمله بسته شدن تنگههای دیگر مانند باب المندب میتواند به نحو چشمگیری فشار را بر اقتصاد جهانی و به طور خاص متحدان اروپایی و آسیایی ایالات متحده تشدید کند و تاب آوری اقتصادی آنها را به شدت کاهش دهد. ضمن اینکه گاهی برخی اظهارات مقامهای ما و پیامهای آنها هم میتواند بازارها را به هم برید. کما اینکه ترامپ بارها با وعدههای زبانی خود سعی کرد تنشهای بازار را به حداقل برساند.
تبعات اقتصادی جنگ برای آمریکا و متحدانش
معماریان با اشاره به افزایش ۵۰ درصدی قیمت نفت از زمان حمله ایالات متحده به ایران توضیح داد: از آن زمان نرخ تورم ماهانه در آمریکا و دیگر متحدان آن افزایش یافت. در ایالات متحده تورم دو ماه مارس و آوریل به ترتیب ۰.۹ درصد و ۰.۶ درصد بود و حالا پیشبینی میشود تورم سالانه آمریکا تا پایان سال از ۲.۵ درصد که پیش از جنگ پیشبینی میشد به ۳.۵ درصد برسد. با توجه به میزان تورم آمریکا، این میزان افزایش قیمتها محسوس خواهد بود. ضمن اینکه از ماه آوریل تورم از بخش انرژی به دیگر بخشها هم رسوخ کرده و میانگین عمومی قیمتها را بالا برده است.
وی به اقتصاد ژاپن اشاره کرد و گفت: وابستگی ژاپن به اقتصاد آمریکا و واردات نفت از خلیج فارس بسیار زیاد است و همین امر موجب شده تا تبعات جنگ برای اقتصاد این کشور بیش از دیگر متحدان آمریکا باشد. در کشوری که سالها تورم منفی رو بهرو بود و بارها تورم یک درصدی و کمتر از آن را داشته، پیشبینی میشود تورم سالانه ۲۰۲۶ به ۴.۲ درصد برسد. این شاید یکی از بالاترین تورمهایی باشد که ژاپن در سالهای گذشته تجربه کرده است. این در حالی است که تورم در اروپا هم به احتمال زیاد بیش از آمریکا افزایش خواهد یافت.
۲۲۳۲۲۹




ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0