به گزارش خبرگزاری تهران خبر به نقل از خبرآنلاین،بیستم خرداد ماه بود که معاون امور زنان و خانواده ریاست جمهوری با تاکید بر اینکه هیچ مانعی برای صدور گواهینامه بانوان وجود ندارد گفت: «با هماهنگی صورت گرفته و قول داده شده، امیدواریم ظرف کمتر از یک ماه این اتفاق بیافتد.» این مهم هنوز محقق نشده است.
در غیاب گواهینامه اما بورس موتور در تهران پر است از مشتریانی که در اولین برخورد از ارتفاع موتور سئوال میکنند و شکل پیاده و سوار شدن را.
محمد یک فروشندهی موتورسیکلت در خیابان سبلان شمالی با این توضیح که پانزده سال است در بازار خرید و فروش موتورسیکلت فعالیت دارد، در جواب این سئوال که بازار در سالهای اخیر چه تغییری کرده؟ گفت: «تعداد مشتریان زن ما از تعداد مشتریان مرد ما بیشتر شدهاند، از این بابت فروشندگان موتور هم تغییر کردهاند. باید مودبتر حرف بزنند، باید حوصلهی بیشتری داشته باشند و سعی کنند آپشنهای فنی را طوری توضیح بدهند که خانمها متوجه بشوند. آنچه برای خانمها مهم است، با مشخصاتی که برای آقایان مهم است، فرق دارد.»
او روایت جالبی از شکل خرید موتورسیکلت توسط زنان دارد. میگوید خانمها غالبا با هدف سرمایهگذاری موتور را نمیخرند. میزان افت قیمت موتور زیاد برایشان مهم نیست، در این مورد سئوال زیادی ندارند. قد موتور و اینکه راحت بتوانند سوار و پیاده شوند برایشان بیشتر مهمتر است. وزن موتور هم برایشان اهمیت بالایی دارد. غالبا وقتی موتوری را میپسندند چند قدم راهش میبرند تا ببینید زورشان میرسد موتور را تکان بدهند.
او گفت: «مشتریان مرد ما اما فرق دارند. آنها سه دستهاند. یا از سر ناچاری چون پول خرید خودرو ندارند، موتور میخرند یا برای فرار از ترافیک. دستهی اول غالبا خریدار موتور دست دوم هستند و گروه دوم که در سالهای اخیر تعدادشان زیاد شده، هم موتور نو میخرند هم موتور دسته دوم. البته شرایط فروش اقساطی هم در حالا متنوع شده و امکان انتخاب را بیشتر میکند. گروه سومی هم هستند که عشق موتور دارند. این گروه کوچک و پولدار هستند. موتورهای گران میخرند نه مصرفی و دلشان میخواهد با موتورشان حتی در جاده بروند بابت همین کیفیت و قدرت موتور و … برایشان اهمیت دارد.»
محسن فروشندهای دیگر در این بازار است که مقابل مغازهاش چندین موتور آبی پاستیلی و صورتی و زرد و قرمز چیده است. به محض دیدن من، با این گمان که مشتری وارد مغازه شده، از میان موتورهای بزرگ و سنگین مشکلی و طوسی میگذرد و دعوت میکند که به پیادهرو بیایم تا بتواند موتورهای مد نظرم را معرفی کند. وقتی از او دربارهی وضعیت فروش موتورها سئوال کردم گفت: «این موتور برای شما چهار تا پنج سال موتور است، بعد از آن هم با این قیمتهایی که در حال افزایش است، میتوانید به فکر تعویض باشید.»
وقتی متوجه شد که برای گرفتن گزارش آنجا هستم موضعش عوض شد و به پاسخهای تک کلمهای اکتفا کرد. دائم توضیح میداد فروش موتور به خانمها هیچ منع قانونی ندارد و بهتر است برایش دردسر درست نکنم.
کمی آنسوتر در مغازهای نه چندان بزرگ دو سه دختر مشغول ورانداز موتورها بودند. دنبال موتور اسکوتری میگشتند و موتوری مشکی را پسندیده بودند اما با جای پای موتور مشکل داشتند. موتور سبکی میخواستند که قدش حداکثر هشتاد سانتیمتر باشد.
فروشنده پس از راهنمایی آنها سراغ من آمد و وقتی فهمید قصدی برای خرید ندارم اما میخواهم سئوال بپرسم با کمال میل قبول کرد و با طمانینه پاسخ داد. دربارهی ترکیب خریداران جدید گفت: «خانمهایی در ردهی سنی ۱۸ تا سی و پنج سال مهمترین خریداران هدف ما هستند. البته خانمهایی با سنی بیشتر از این تا حدود شصت سال هم موتور میخرند اما شمارشان کمتر است. دستهی دوم اغلب برای خرید موتوری اقدام میکنند که قابلیت دو سرنشین را بی دردسر داشته باشد اما در کل موتوری که خانمها میخواهند در اغلب موارد موتور سبک شهری است که فرمان نرم داشته باشد. سبک باشد تا در صورت زمین خوردن فاجعه به بار نیاورد و اتوماتیک باشد.»
او گفت: «این طیف جدید خریداران که غالبا موتورهایی با قیمت سیصد تا هفتصد میلیون تومان را میبرند، خریدار موتور نو هستند نه دست دوم و شکل این بازار را تغییر دادهاند.»
مشروح گزارش را اینجا بخوانید.
223223





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰