تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۲
کد خبر : 31926

جنگ به ساحل رسید؛ روایت جاشوهای غریب دریا

دریا فقط مسیر عبور کشتی‌های بزرگ تجاری و نفتکش‌ها نیست. پشت اخبار مربوط به حملات، تنش‌های نظامی و تهدیدهای دریایی، زندگی هزاران صیادی قرار دارد که تمام دارایی‌شان به چند متر چوب و آهن روی آب وابسته است. به گزارش شرق، صیادان یا به قول خودشان «جاشوها» سال‌هاست با چشم‌هایی نگران به خلیج فارس نگاه

دریا فقط مسیر عبور کشتی‌های بزرگ تجاری و نفتکش‌ها نیست. پشت اخبار مربوط به حملات، تنش‌های نظامی و تهدیدهای دریایی، زندگی هزاران صیادی قرار دارد که تمام دارایی‌شان به چند متر چوب و آهن روی آب وابسته است.

به گزارش شرق، صیادان یا به قول خودشان «جاشوها» سال‌هاست با چشم‌هایی نگران به خلیج فارس نگاه می‌کنند. برای یکی برادری در دریا ناپدید شده، دیگری لنجش را از دست داده، یکی دیگر دیگر دریا را دوست خود نمی‌داند و برخی هنوز امیدوارند دوستانشان زنده باشند.

این مردان در کنارک و جاسک، از اسفند سال گذشته تا امروز منتظر روزی هستند که بتوانند بدون ترس از رسیدن یک بالگرد نظامی یا برخورد یک موشک، دل به دریا بزنند و از راه ماهیگیری، زندگی خانواده‌شان را تأمین کنند؛ زندگی‌ای که حتی پیش از بحران‌های امنیتی هم با مشکلاتی مانند کمبود سوخت، صید ترال، نابودی زیستگاه ماهی‌ها و هزینه‌های سنگین تجهیزات دست‌وپنجه نرم می‌کرد.

حمید به دریا زد و دیگر برنگشت

نوید بلوچ، برادر حمید، یکی از ملوانان لنج «شاهین ۲» است؛ شناوری که همراه با ۱۷ خدمه دیگر در خلیج فارس ناپدید شده و هنوز سرنوشت سرنشینان آن مشخص نیست.

او با صدایی که اضطراب از آن پیداست، شب ناپدیدشدن برادرش را روایت می‌کند: «لنج شاهین ۲، پانزدهم اردیبهشت از اسکله کنارک با ۱۷ خدمه حرکت کرد. دو روز بعد، در فاصله حدود ۷۰ کیلومتری عمان، یک بالگرد آمریکایی بالای سر شاهین ۲ و چند لنج دیگر آمد و با شلیک منور تلاش کرد آنها را پراکنده کند. همه لنج‌ها برگشتند، اما از همان لحظه دیگر خبری از شاهین ۲ نشد.»

بیش از ۹۰ روز از آن شب گذشته، اما خانواده‌ها هنوز هیچ خبری از سرنوشت ملوانان ندارند. نوید می‌گوید برادرش مجبور بود دوباره به دریا برود: «بعد از چهار ماه جنگ و بیکاری، دیگر توان صیادان تمام شده بود. بیشتر مردم این منطقه از راه صیادی و ملوانی زندگی می‌کنند. در طول جنگ حدود ۸۰ درصد مردم چند ماه بیکار بودند. بعد از آتش‌بس، کم‌کم صید شروع شد، اما همه می‌ترسیدند. منتظر ماندیم تا چند نفر بروند و برگردند و شرایط را ببینیم. آن روز اولین سفر صیادی لنج ما بود، اما متأسفانه دیگر بازنگشت.»

او درباره لنجی که خانواده‌اش سال‌ها برای ساخت آن تلاش کرده بودند، می‌گوید: «این لنج حاصل ۳۰ سال کار پدرم و کلی بدهی و قرض بود. برادرم از کودکی کنار پدرم کار کرد تا بتوانیم چنین شناوری داشته باشیم.»

نوید از وضعیت خانواده‌های ۱۷ ملوان مفقودشده می‌گوید: «یکی از صیادان ما ۵۰ درصد معلولیت داشت و دو فرزند مبتلا به تالاسمی دارد. نمی‌خواست دست جلوی کسی دراز کند و به همین دلیل وارد این کار شد. کوچک‌ترین ملوان لنج ۱۷ سال داشت. چهار فرزند برادرم هم شرایط روحی بسیار بدی دارند.»

او تأکید می‌کند که پیگیری‌های خانواده‌ها تاکنون نتیجه‌ای نداشته است: «از طریق سفارت ایران، صلیب سرخ و مسئولان استانی پیگیری کردیم، اما کسی پاسخ روشنی نداده است. تنها امیدمان این است که رسانه‌ای شدن موضوع باعث شود کسی دنبال سرنوشت این ۱۷ نفر برود.»

همه بازگشتند، جز «شاهین ۲»

یکی از صیادانی که آن شب در نزدیکی شاهین ۲ حضور داشت، روایت مشابهی دارد. او می‌گوید: «شب دوم صید بود. نزدیک ساعت یک بامداد خواب بودم که ناخدای یکی از لنج‌ها گفت بالگرد آمده بالای سر ما و شاهین ۲. من سریع بیرون آمدم و شناورم را از منطقه دور کردم.»

او ادامه می‌دهد: «هواپیماها و بالگردهای آمریکایی اطراف ما بودند و مجبور شدیم عقب برویم. همان لحظه تمام سیستم‌های ارتباطی و جی‌پی‌اس شاهین ۲ قطع شد. خواستیم نزدیک شویم، اما از داخل یکی از بالگردها به ما گفتند حق نزدیک شدن ندارید.»

به گفته او، دو لنج دیگر هم برای مدتی متوقف شدند اما بعد اجازه بازگشت پیدا کردند: «آن دو لنج برگشتند، اما شاهین ۲ هیچ‌وقت برنگشت. بی‌سیمش هم جواب نمی‌داد.»

این صیاد می‌گوید این نخستین بار نیست که صیادان منطقه با چنین شرایطی روبه‌رو می‌شوند: «چند وقت پیش هم یک لنج با هشدار مواجه شد و برگشت. بعد از آن، چند روز جرئت نکردند به دریا بروند. کار کردن برای صیادان سخت و ترسناک شده است.»

سوخت نیست، صید نیست

مسلم ایرانی، صیاد اهل کنارک، در لنج خود نشسته؛ همان جایی که روزهای زیادی از عمرش را در آن گذرانده است. او درباره شب ناپدید شدن شاهین ۲ می‌گوید: «شش شناور کنار هم برای صید رفته بودیم. نزدیک ساعت یک بامداد صدای بالگرد آمد. وقتی سر بلند کردیم، هشدار دادند مسیر را تغییر دهیم و برگردیم.»

او می‌گوید همه برگشتند جز شاهین ۲: «ما مسیرمان را تغییر دادیم، اما هرچه تلاش کردیم خبری از آنها نگرفتیم. هیچ صدایی هم از شاهین ۲ نشنیدیم.»

مسلم امیدوار است سرنشینان لنج زنده باشند: «قبلاً هم یک لنج مورد حمله قرار گرفت و بعد از چند ماه مشخص شد صیادانش توسط یک کشتی هندی نجات پیدا کرده و در عمان بودند. امیدواریم برای شاهین ۲ هم چنین اتفاقی افتاده باشد.»

اما مشکل صیادان فقط ناامنی نیست. او از بحران سوخت می‌گوید: «قبلاً صیادان راحت‌تر رفت‌وآمد می‌کردند. الان خیلی از مسیرها خطرناک شده است. از طرف دیگر، چون نزدیک ساحل ماهی کمتر شده، مجبوریم مسافت بیشتری برویم و این سوخت زیادی می‌خواهد.»

او ادامه می‌دهد: «برای هر فصل فقط حدود ۷۰ روز سوخت می‌دهند. یک ماه بیکاری برای صیاد یعنی بدهی، قسط و بی‌پولی.»

لنج‌ها و امیدها

مجید صالحی، صیاد اهل جاسک، یکی از کسانی است که لنجش را در جریان حمله به اسکله از دست داده است. او می‌گوید: «شبانه تماس گرفتند و گفتند از سمت لنج‌های ماهیگیری دود بلند شده است. اجازه ندادند نزدیک شویم. بعد گفتند لنج ما در حال سوختن است و چون پر از تجهیزات قابل انفجار بود، امکان خاموش کردنش وجود ندارد.»

به گفته او، نزدیک به ۱۰۰ شناور صیادی در آن حادثه از بین رفتند.

مجید می‌گوید ساخت این لنج حاصل سال‌ها تلاش بوده است: «با قرض و وام و قسط در سال ۱۳۸۹ این شناور را ساختیم. سال‌ها کار کردیم تا بدهی‌هایش تمام شد، اما حالا همه چیز از بین رفته است.»

او می‌گوید زندگی حدود ۴۰ نفر به این شناور وابسته بود: «۳۰ صیاد و ۱۰ نفر نیروی خدماتی با این لنج کار می‌کردند. حالا همه بیکار شده‌اند. وعده‌های زیادی برای کمک داده شد، اما هنوز اتفاقی نیفتاده است.»

مجید معتقد است لنج برای مردم جاسک فقط یک وسیله کار نیست: «لنج و دریا بخشی از هویت ماست. این دریا سال‌ها مردم را از گرسنگی و بیکاری نجات داده است. وقتی چنین اتفاقی می‌افتد، مردم احساس بی‌پناهی می‌کنند.»

صید کم، خطر زیاد

عیسی رشیدی، جاشوی اهل جاسک، تازه از دریا برگشته است. او از شرایط دشوار صیادان می‌گوید: «به دلیل جنگ و نگرانی از حادثه، دیگر نمی‌توانیم مثل گذشته به عمق دریا برویم. از طرف دیگر، صید ترال زیستگاه ماهی‌ها را از بین برده و صید کمتر شده است.»

او ادامه می‌دهد: «سوخت کم شده و دیگر مثل گذشته اول هر ماه سوخت نمی‌دهند. جی‌پی‌اس‌ها هم خراب است و در دریای مه‌آلود، صیاد گاهی مجبور است تمام شب روی آب بماند تا مسیر بازگشت را پیدا کند.»

عیسی می‌گوید کمبود سوخت باعث تعطیلی زنجیره‌ای مشاغل وابسته شده است: «برای باربرها و خدمات لنج‌ها دیگر صرف نمی‌کند با سوخت آزاد کار کنند. همه چیز کند شده است.»

او درباره کاهش فعالیت لنج‌ها می‌گوید: «قبلاً هر روز بارگیری و تخلیه انجام می‌شد، اما حالا یک باربر ممکن است هفته‌ای یک بار کار کند. خدماتی مثل یخ هم با تأخیر می‌رسد.»

به گفته او، ادامه این شرایط می‌تواند بحران تازه‌ای ایجاد کند: «خوابیدن لنج‌ها باعث خراب شدن تجهیزات می‌شود. ما ابزارها را با دلار و درهم می‌خریم. فقط یک طاق مورد نیاز صید ماهی تن حدود ۱۸۰ میلیون تومان قیمت دارد و هر لنج ۵۰ طاق دارد. با این وضعیت صید، چگونه می‌توان دوباره آنها را خرید؟»

برای جاشوهای جنوب، دریا هنوز تنها راه نان‌آوردن است؛ اما حالا همان دریا که سال‌ها پناهشان بود، به محلی پر از ترس و نگرانی تبدیل شده است.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.