جنگ چقدر نزدیک است؟ / چه ابعادی خواهد داشت؟
فرارو- با طولانی شدن زمان آتش بس میان ایران و آمریکا و بی نتیجه ماندن پیشنهادات طرفین به یکدیگر، اکنون این پرسش بیش از هر زمان دیگری پررنگ شده که خلاء توافق و افزایش سایه جنگ مجدد در نهایت چه نتیجه ای خواهد داشت و آیا باید منتظر یک تقابل نظامی جدید باشیم یا خیر. به
فرارو- با طولانی شدن زمان آتش بس میان ایران و آمریکا و بی نتیجه ماندن پیشنهادات طرفین به یکدیگر، اکنون این پرسش بیش از هر زمان دیگری پررنگ شده که خلاء توافق و افزایش سایه جنگ مجدد در نهایت چه نتیجه ای خواهد داشت و آیا باید منتظر یک تقابل نظامی جدید باشیم یا خیر.
به گزارش فرارو، دکتر حسین آجورلو، کارشناس مسائل منطقه و استاد روابط بین الملل و دیپلماسی در گفتگو با فرارو به تحلیل وضعیت موجود پرداخته است:
چشم انداز جنگ دستاورد راهبردی ارائه نمیدهد
حسین آجورلو به فرارو گفت: «طبیعتا در شرایط فعلی، سطح تنش بین ایران و ایالات متحده، بالا است. همین موضوع نیز عدم قطعیت در احتمال حمله نظامی را افزایش میدهد. حضور نظامی طرفین در خلیج فارس، تنگه هرمز و دریای عرب و عدم تفاهم گسترده در بخشهای سیاسی، امنیتی، باعث شده حدسهای مختلفی زده شود. سطح تنش به قدری بالا است و نقاط اصطکاک طرفین به حدی زیاد است که میتوان چند سناریو در نظر گرفت. یک سناریو حمله نظامی و استفاده از گزینه نظامی است. گزینه دوم، که همچنان برخی در واشنگتن به آن معتقدند این است که راهکار نظامی، برای ضربه زدن به ایران و وادار کردن ایران به پذیرش خواستهای آمریکا کافی نیست. بنابراین معتقدند برای تحرک بخشی به حوزه دیپلماسی میتوان از تهدیدهای نظامی استفاده کرد. برخی نیز به طور کامل مخالف هر نوع گزینه نظامی هستند و معتقدند فقط باید مسیر دیپلماسی را دنبال کرد.»
وی افزود: «برخی مباحث هم وجود دارند که احتمال جنگ را کاهش میدهد. چشم انداز جنگ دستاورد راهبردی ارائه نمیدهند. اکنون این سوالات جدی وجود دارد که آیا آغاز جنگ منتهی به تغییر راهبردی میشود؟ آیا آغاز جنگ علیه ایران منتهی به تغییر رویکرد ایران میشود؟ آیا جنگ این فرصت را در اختیار ایران قرار نمیدهد که مدعی شود با ضرباتی که به طرف مقابل زده است، عملا پیروز میدان است؟ بنابراین سوالات زیادی پیش روی ترامپ است که باید پیش از آغاز جنگی دیگر به آن ها فکر کند.»
فرضیه فشار اقتصادی و اجتماعی بر ایران، احتمال جنگ را پررنگ میکند
این کارشناس ارشد مسائل منطقه گفت: «اتفاقاتی در حال وقوع است که چشمانداز مذاکرات را مثبت می کند. البته این مسئله به معنای توافق نیست، اما چشماندازی ایجاد میکند که طرفین به راهکارهایی می رسند. در سطح منطقه، عربستان به دنبال یک نظام عدم تجاوز و ایجاد رژیم جدید در منطقه است. پاکستان نیز به دنبال راهکارهایی دیپلماتیک است و گشایشهایی نیز در وضعیت تنگه هرمز رخ داده است. اینها، نشانههایی است که میگوید، گرچه چشمانداز توافق سریع بین طرفین هنوز دور از دسترس است اما به هر حال، فضا برای دیپلماسی وجود دارد و همچنان طرفین تمایل دارند مسئله خود را با وجود خطوط قرمز حل کنند. مجموع این موارد، عدم قطعیت جنگ را سخت میکند و در نتیجه نمیتوان با اطمینان گفت جنگ خواهد شد.»
وی در خصوص عوامل اصلی تاثیرگذار بر وقوع جنگ گفت: «به نظر می رسد چیزی که به عنوان قویترین عامل احتمال درگیری، وجود دارد، این است که افراد پرنفوذ کاخ سفید این فرضیه را جا بیندازند که یک درگیری دیگر و ورود به جنگی جدید با ایران، منتهی به برخی چالشهای اقتصادی و اجتماعی در ایران خواهد شد و ممکن است مقامات ایران را به سمتی ببرد که خواستهای ایالات متحده را بپذیرند. درواقع این تصور میتواند سایه جنگ را سنگینتر کند. با این وجود بازیگرانی هم وجود دارند که تلاشهایی در این راستا دارند که گشایشی ایجاد کنند و خطر جنگ را از منطقه دور کنند. از پاکستان تا چین، کشورهایی را شامل می شوند که ترجیح میدهند گشایش رخ دهد نه درگیری.»
بعید است جنگی مثل جنگ 40 روزه رخ دهد
این استاد دانشگاه، در خصوص جدیدترین اظهارنظرهای ترامپ گفت: «ترامپ تصور میکند گزینههای ایران محدود است. اما برخلاف تصور ترامپ، گزینههای ایران محدود نیست. اولین گزینه ای که ایران را بین دوگانه تسلیم و جنگ قرار میدهد، تنگه هرمز است. همچنین محاصره ترامپ علیه ایران، کارامدی که ترامپ منتظر بود را نداشت. حتی آن گزینهای که زمانی علیه صدام انجام شد نیز به دلایل متعدد، علیه ایران، قابلیت اجرا ندارد. آن چه علیه صدام انجام شد، در زمانی بود که نه متحد خاصی برای صدام وجود داشت و نه بازیگری در منطقه میتوانست حامی عراق باشد و قدرت لجستیک صدام را افزایش دهد. بنابراین آمریکا به نوعی، یک تنه بازیگر بینالمللی بود. اما اکنون شرایط متفاوت است و کشورهایی مثل روسیه و چین، حضور دارند و حتی دسترسی سرزمینی به کشور ما از سوی روسیه نیز وجود دارد. نکته دیگر، مرزهای طولانی ایران با بازیگران متعدد است. ایران تنوع همسایگی گستردهای دارد و با تمام همسایگان خاکی خود، عمدتا رفتار متناسبی داشته و دارد. ایران از هر لحاظ شرایطی متفاوت با دیگر کشورهایی دارد که آمریکا تا کنون مورد حمله نظامی قرار داده است.»
وی افزود: «این محاسبه آمریکایی که تصور کنند ایران را در برابر تسلیم مطلق قرار دهند یا وادار به سازش کنند، اصلا قابلیت اجرا ندارد. ایران در دور پیشین دفاع از خود نشان داد که قدرت نظامی قابل قبولی دارد و آمریکاییها گرچه ضرباتی میزنند اما نمیتوانند ایران را به طور مطلق در خطری راهبردی قرار دهند. ایران در حال حاضر روی تمام گزینهها حساب باز می کند. سفر اخیر آقای عراقچی به بریکس نشان داد که ایران همچنان خود را در انزوای دیپلماتیک نمیبیند. ایران همچنان خطوط قرمز خود را حفظ میکند. از دید ایران، هزینههای تسلیم در برابر خواست آمریکا، کمتر از جنگ نخواهد بود. به همین دلیل ایران ریسک و آستانه جنگ با آمریکا را برای خود بالا برده است. گزینههای ایران متعدد است. در عین حال که ایران تمایلی به جنگ ندارد، اما تمایلی هم به تسلیم و سازش ندارد چرا که از هزینههای آن بالا است.»
آجورلو تاکید کرد: «برخلاف آن چه نشان داده میشود مباحث نظامی، ژئوپلیتیکی و سایر حوزهها به حدی مهم است که حرکت به سمت گزینه نظامی نیز برای ایالات متحده بسیار هزینهزا خواهد بود. از سوی دیگر هزینه توافق با ترامپ نیز بسیار بالاست و در نتیجه عدم قطعیت جنگ بیش از گذشته پررنگ است. طرفین تمایلی ندارند وارد رویکرد جنگ فرسایشی شوند یا وارد بن بستهای حل مسئله شوند. در این شرایط یا درگیریهایی مدیریت شده رخ میدهد و یا خطوط خود را برای رسیدن به توافقات موقتی و گام به گام بازترسیم میکنند. به اعتقاد من جنگ بین ایران و آمریکا به دلایل مختلف در حد برخی ضربات مدیریت شده خواهد بود، اما فعلا درگیر رکود و بنبست یا به عبارتی تداوم وضعیت عدم قطعیت هستیم. بعید است جنگی مثل جنگ 40 روزه رخ دهد.»
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.



ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0