به گزارش تهران خبر به نقل از خبرآنلاین اقتصاد ایران پیش از جنگ شرایط خوبی نداشت و حتی به پاشنه آشیل سیاستگذاری در کشور هم تبدیل شده بود. با وجود این ضعف اما جنگ تحمیلی سوم که با حضور بیشتر ارتش ایالات متحده در حمله به ایران آغاز شد، موجب پیروزی واشنگتن و شکست تهران نشد.
در شرایطی که به نظر میرسد ایالات متحده در رسیدن به اهداف خود توفیق چندانی نداشته، حملات اسراییل و آمریکا به زیرساختهای اقتصادی ایران شدت گرفته است. به نظر میرسد آنها با هدف تضعیف بیش از پیش درآمدهای ارزی کشور به زیرساختها حمله کردهاند. درواقع به نظر میرسد جنگی که در میدان نظامی نتوانسته موفقیتی برای بانیانش داشته باشد، با حمله به اقتصاد ایران، میخواهد عدم موفقیت را پنهان کند.
این جنگ هم به نظر میرسد به اتمام خواهد رسید و پرسش اصلی این است در فردای آن تصمیمگیران کشور چه مسیری را برای بازسازی و بازگشت دوباره به ریل توسعه و پیشرفت انتخاب میکنند.
آلبرت بغزیان، کارشناس اقتصاد کلان، درباره ضرورتهای اقتصاد ایران در روزهای بعد از جنگ به تهران خبر به نقل از خبرآنلاین گفت: این مهم تحت تاثیر چگونگی پایان این جنگ و اینکه ایران در چه موقعیتی با آمریکا و اسراییل باشد، تغییر میکند. جنگ اگر بدون هیچ الزام و شروطی که برای ایران تضمینکننده باشد، به پایان برسد، ما با وضعیتی مشابه آنچه پس از جنگ ۱۲ روزه تا این جنگ مواجه میشویم. وضعیت نه جنگ، نه صلح رکود و تورم را تشدید میکند.
یک آتش بس به تنهایی آرامش را بر نمیگرداند
وی افزود: صرف یک آتش بس، اقتصاد را ما در موقعیت دشوار قرار میدهد و مسلما کار مسئولان اقتصادی در مدیریت اقتصاد هم دشوارتر خواهد بود. از مهمترین چالشهای اقتصاد ما، پیشبینی ناپذیر شدن آن است و از بانک مرکزی و وزارت اقتصاد انتظار میرود که نوسانات اقتصاد کلان را به حداقل برسانند و زمینه کاهش ابهامات را فراهم کنند. این امر بهویژه در روزهای پس از جنگ و بازسازی اهمیتی دو چندان دارد.
عضو هیات علمی دانشگاه تهران در مورد سیاست ارزی مطلوب در سناریوی آتش بس شکننده گفت: در حوزه سیاست ارزی پیش از جنگ بانک مرکزی خیلی ثبات بخش عمل نکرد ولی انتظار میرود پس از جنگ، با اقدامات ثبات آفرین، زمینهای فراهم شود که سرمایهگذار حاضر به سرمایهگذاری در اقتصاد شود. طبیعی است که پس از جنگ جذب سرمایهگذاری خارجی با موانع و البته فرصتهایی روبهرو است و جذب سرمایهگذاری داخلی هم نیازمند زمینهسازی است.
جذابیت سرمایهگذاری در کشورهای عربی کاهش یافت
وی در پاسخ به اینکه چه فرصتهایی برای جذب سرمایهگذاریهای خارجی برای ایران پساجنگ وجود دارد، توضیح داد: کشورهای امارات، کویت، قطر، عربستان و بحرین همگی در زمینه جذب سرمایهگذاری خارجی موفق بودند اما پای آنها هم به این جنگ باز شد تا دیگر آنها مقاصد امن سرمایهگذاری به حساب نیایند. با توجه به اقتداری که نیروی مسلح ایران از خود نشان داد و بارها به نقاط مختلف این کشورها حملات موفق داشت، حتما برای این کشورها جذب سرمایهگذاری خارجی دشوارتر میشود.
او افزود: من فکر میکنم کاهش جذابیت کشورهای همسایه برای جذب سرمایهگذاری خارجی، میتواند به یک فرصت برای ما تبدیل شود. صلح میتواند گامی بلند در جذب سرمایهگذاریهای خارجی به کشور ما باشد. منتها این مهم منوط به زمینه سازیهایی دارد که باید سیاستگذاری اقتصادی فراهم کند. همانطوری که گفتم اگر بانک مرکزی در حوزه ارزی ثبات را حاکم کند، چون به پیشبینی پذیری اقتصاد منجر میشود، در نهایت به سود جذب سرمایهگذاری خارجی هم خواهد بود.

ایران در روزهای گذشته بارها از پذیرش پیشنهاداتی خودداری کرده که در آن آتش بس موقت هدفگذاری شده بود. منطق ایران این بوده که آتش بس موقت صرفا فرصت تجدید قوا را برای ایالات متحده فراهم خواهد کرد تا دوباره به ایران حمله کند و ایران نیز به جای آتش بس موقت، صلح پایدار منطقهای را قرار داده است.
توافق جامع صلح بهترین سناریو است
بغزیان درباره رسیدن به یک توافق جامع برای آتش بس گفت: در این صورت شرایط اقتصادی ما میتواند متفاوت شود. یعنی اگر این اتفاق همراه شود با یکسری اتفاقات مثل تثبیت حاکمیت ایران بر تنگه هرمز یا کاهش تحریمها، طبعا دست ایران از نظر اقتصادی بازتر خواهد بود و با توجه به اینکه شانس حمله دوباره به حداقل میرسد، زمینه برای پیشرفت اقتصادی کشور هم فراهمتر میشود. در این سناریو، عصر بازسازی با بازگشت امنیت نظامی همزمان میشود و همین فرصت را برای ثبات بخشی بیش از هر زمان دیگری آماده میکند. این سناریو به معنای این است که تهران و واشنگتن تا چند سال در پی رویارویی نخواهند بود.
وی با تاکید بر نقش رژیم ارزی در آن شرایط گفت: جذب سرمایهگذاری بدون احساس امنیت بسیار دشوار است. اعتماد سازی محصول ثبات است و اگر ما نوسانات قیمتی ارز را به طور کلی حل کنیم و رویهای که پیش از جنگ در پیش گرفته شد را کنار بگذاریم، شرایط برای توسعه فراهم میشود. هیچ شاخصی در اقتصاد نیست که به اندازه ثبات ارزی بتواند امید و احساس امنیت را به آحاد جامعه القا کند.
وی هشدار داد: حتی در آن شرایط که احتمالا بهترین سناریوی پیشروی ایران است هم اگر دولت رفتارهای پیشین خود را از سر بگیرد ما دچار بحران خواهیم شد. چنانچه دولت هر وقت با کسری بودجه و منابع مواجه شد، یا به بهانههایی چون تقویت رقابتپذیری تولید داخل و بهبود صادرات سراغ تضعیف ارزش پول ملی رفته، در نهایت تورم و بحران اقتصادی پدید آمده است. ضمن اینکه سوداگری هم در مقابل تولید صنعتی تقویت شد و در نهایت فرصتهای کشور از بین رفت. در شرایط پساجنگ هم این اقدامات به تاخیر در بازسازی منجر میشود.
عضو هیات علمی دانشگاه تهران درباره دلیل کاهش قیمت ارز با وجود جنگ گفت: اینجا اقدام خاصی از سوی سیاستگذاری اقتصادی انجام نشده است. دلیل اصلی کاهش قیمت ارز، کاهش چشمگیر تقاضا است که به دلایلی چون مسدود شدن اینترنت جهانی هم مربوط است. این امر موجب شده تا قیمتها کاهشی نه چندان بزرگ را تجربه کنند ولی نباید تصور کنیم نرخ فعلی، نرخ تعادلی است و این نرخ را باید نرخ عصر جنگ در نظر بگیریم.
وی با اعلام بی خبری از اقدامات وزارت اقتصادی و بانک مرکزی گفت: من این روزها ندیدم که اظهار نظری داشته باشند یا بگویند در حال انجام چه کاری هستند. شاید وزیر اقتصاد و رییس کل بانک مرکزی دور کاری میکنند و کمتر آفتابی میشوند. به هر روی ما امروز سیاست ارزی خاصی نداریم که بخواهیم کاهش قیمتها را محصول عملکرد کسی بدانیم.
۲۲۳۲۲۹




ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0