به گزارش تهران خبر به نقل از خبرآنلاین حسین صمصامی، نماینده مجلس و عضو کمیسیون اقتصادی مجلس در بخش اول گفتگوی خود، ضمن اینکه حمله احتمالی به زیرساخت برق را محتمل دانست، تاکید داشت آتش بس اگر به صلحی پایدار و منطقهای منجر نشود، در نهایت با تجدید قوا و حمله دوباره آمریکا و اسراییل به ایران مواجه خواهد شد و در نهایت به زیان ایران خواهد بود. از نظر او مادامیکه هزینه جنگ برای آمریکا آنقدر بالا نرود که طمع حمله به ایران را از دست بدهد، آتش بس به صلح پایدار نمیانجامد.
در ادامه گفتگو، عضو هیات علمی دانشگاه بهشتی با تاکید بر اهمیت سیاستگذاری هشدار داد اگر رویه قبل از جنگ بر تصمیمگیری اقتصادی کشور حاکم باشد، دوره بازسازی دشوار و طولانی خواهد شد و در نهایت وضعیت کشور را از چیزی که امروز هست هم بدتر خواهد کرد.
از نظر این نماینده اصولگرای مجلس، سیاستگذاریهای اقتصادی پیش از جنگ زمینه را برای حمله نظامی به ایران فراهم کرد. صمصامی معتقد است بدون اقدامات ارزی دولت، نه اعتراضات گسترده دیماه رخ میداد و نه ایالات متحده فرصت میکرد به بهانههای حقوق بشری ناوهایش را به سمت ایران گسیل کند.
متن کامل بخش دوم این گفتگو را میتوانید در ادامه مطالعه کنید.
فکر میکنید اقتصاد ایران اگر با فرمول شما، یعنی ادامه جنگ و افزایش هزینهها برای آمریکا، به صلحی پایدار و منطقهای برسد، دچار تحولاتی شود؟
این اتفاق بیشتر به سود اقتصاد ماست. کمااینکه وقتی به وضعیت «نه جنگ، نه صلح» که پس از جنگ ۱۲ روزه مینگریم، متوجه میشویم وضعیت اقتصاد ما به شدت اسفناک شد چرا که آن آتش بس هم صلحی پایدار به دنبال نداشت و به دشمن فرصت تجدید قوا برای حمله را داد.
ما باید از موضع مقتدرانه پای میز مذاکره بنشینیم تا به وضعیت نه جنگ، نه صلح قبلی برنگردیم و همزمان دشمن هم خیال حملات دوباره به ما را از سرش بیرون کند.متوجه این هستم که آسیب دیدن زیرساختها چقدر پر هزینه و سخت است ولی باقی ماندن خطر جنگ هم برای کشور خسارتبار است.
با این همه آن چیزی که روند آینده اقتصاد ما در دوره «پساجنگ» را نحوه سیاستگذاری و رویکرد تصمیمگیران اقتصادی ما تعیین میکند. باور من این است اگر به سیاستگذاری غلط ادامه دهیم در فردای جنگ، وضعیت از امروز که در میانه جنگ هستیم یا چند ماه پیش که جنگی نبود هم بدتر خواهد شد. جنگ تا همین جا هم به ما هزینه زیادی تحمیل کرده و اگر در وضعیت بعد از آن و در دوره سازندگی بخواهیم مسیر اشتباه را برویم بازسازی برای ما به پروسهای دشوار تبدیل میشود که با کندی پیش میرود.
کشور با اینکه درگیر جنگی شدید شده اما نرخ ارز در بازار غیررسمی کاهش یافته است. چه عاملی موجب این امر شده است؟
شاید اگر بخواهیم با اغماض برای جنگ «برکتی» قائل شویم، همین ماجرایی است که به کاهش ارز انجامید. بانک مرکزی و دولت همه تلاش خودشان را کردند اما در دورهای که جنگ نبود، نرخ هر دلار آمریکا به بیش از ۱۷۰ هزار تومان هم رسید ولی در دوره جنگ نرخ کاهش یافت. مهمترین دلیل کاهش قیمت دلار توقف قاچاق کالا و بسته شدن مسیر امارات متحده عربی، بزرگترین ورودی قاچاق به کشور ماست. با همین یک اتفاق ساده، میزان قاچاق کاهش یافت و تقاضا برای ارز هم پایین آمد و قیمتها کاهش یافت.
من فکر میکنم بسته شدن روابط با امارات به آن شکل خسارت بار پیشین نهایتا به سود ایران تمام میشود و این را در کنار مدیریت تنگه هرمز و افزایش چشمگیر انسجام اجتماعی مهمترین برکات جنگ جاری برای ایران میدانم.

به نقش اصلاح سیاستگذاری اشاره کردید. چه تغییراتی در سیاستگذاریهای اقتصادی را ضروری میدانید؟
اصلاح سیاستگذاری ارزی، گام نخست هر اصلاح اقتصادی است و اگر در این بخش امور را به درستی سازمان ندهیم، در نهایت شانسی برای موفقیت نخواهیم داشت. ادامه مسیر پیش از جنگ در حوزه ارزی به زیان کشور است و اگر آن مسیر را ادامه دهیم، حتی اگر همین فردا صلح شود، باز هم به پیشرفت دست نخواهیم یافت.
ضمن اینکه باید یکسری از قوانین را اصلاح کنیم. مثلا ماده ۷۱ قانون الحاق میگوید قیمت فروش نفت به پالایشگاههای داخلی باید به قیمت جهانی منهای ۵ درصد تخفیف باشد. این قانون به زیان کشور است زیرا وقتی قیمت دلار به بشکهای بیش از ۱۰۰ دلار میرسد، با وجود افزایش درآمد ارزی، باز هم اقتصاد ما دچار تورم میشود زیرا هزینههای تولید در پی افزایش جهانی قیمت انرژی بالا میرود. اصلاح این دسته از قوانین میتواند مانع خسارتهای مشابه شود.
همچنین باید قوانینی مانند قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز اجرا شود. یک نگاه سرسری به خیابانهای تهران نشان میدهد که چقدر کالاهای قاچاق وارد کشور شده است. چند روز پیش در خیابان اطراف پارک شهر عبور میکردم دیدم دستفروشها نارگیل دانهای ۶۰ یا ۷۰ هزار تومانی میفروشند. در شرایط جنگی نباید منابع ارزی ما این طور هدر برود و به جای مواد اولیه و نیازهای اساسی، نارگیل وارد شود.
نهایتا باید کاری کنیم تمام درآمدهای ارزی به کشور بازگردد، حتی درآمد حاصل از صادرات غیرنقتی. با کنترل و مدیریت بهینه منابع ارزی ما راه سازندگی را میتوانیم سریعتر طی کنیم و کشورمان را به جلو حرکت دهیم. در غیر این صورت با پایان جنگ به سرعت قیمت ارز به بیش از ۲۰۰ هزار تومان هم خواهد رسید.
اقتصاد ما پیش از جنگ هم وضعیت خوبی نداشت. در پیشآمدن آن وضعیت چه عواملی موثر بئد؟
سیاستگذاران اقتصادی بیشترین نقش را داشتند. ما پارسال را با تورم نقطهای ۷۰ درصد و در حالی خاتمه دادیم که تورم خوراکیها به بیش از ۱۱۲ رسیده بود. چنین ارقامی به هیچ وجه قابل قبول نیستند. در این وضعیت جنگی لازم نیست به برخی موارد زیاد اشاره کنیم و باید این بحثها را به بعد از جنگ موکول کرد.
اگر پس از جنگ دوباره دست به همان کارهای خطرناک بزنیم، باز هم با نتایج منفی و ناراحت کننده مواجه خواهیم شد. بنابراین پس از جنگ باید سراغ یکسری اصلاحات برویم، یعنی یکسری قوانین اصلاح شوند، یکسری قوانین اجرا شوند و سعی کنیم حاکمیت ریال را تقویت کنیم. به این سمت حرکت کنیم، بازسازی را تسریع کردیم. ما باید برای خانههای ویران شده مردم کاری کنیم ولی فولاد و … آسیب دیدهاند، اگر بنا باشد مردم با دلار ۱۷۰ هزار تومانی و ۲۰۰ هزار تومانی بخواهند خانههایشان را بازسازی کنند، درست نیست. باید از جنگ زدهها و مردم حمایت کافی و درست صورت بگیرد.
۲۲۳۲۲۹




ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0