تاریخ انتشار : چهارشنبه 12 فروردین 1405 - 16:46
کد خبر : 27818

دوران «امنیت با پرچم آمریکا» در دوره «قبل از هرمز» تمام شده است!

نه به این دلیل که ایران با ناوگان جنگی‌اش آنها را متوقف کرده، بلکه به دلیل ساده‌ای که تحلیلگران نظامی غربی دیر به آن پی بردند: ناوهای جنگی آمریکا در آبی که پهپادها و قایق‌های تندروی سپاه در آن هر لحظه می‌توانند ظاهر شوند، عملاً فاقد کاربرد هستند. هشتاد و پنج متر عرض آبراه در

نه به این دلیل که ایران با ناوگان جنگی‌اش آنها را متوقف کرده، بلکه به دلیل ساده‌ای که تحلیلگران نظامی غربی دیر به آن پی بردند: ناوهای جنگی آمریکا در آبی که پهپادها و قایق‌های تندروی سپاه در آن هر لحظه می‌توانند ظاهر شوند، عملاً فاقد کاربرد هستند. هشتاد و پنج متر عرض آبراه در باریک‌ترین نقطه، برای واکنش یک ناوشکن به تهدیدی که از چندصد متری ظاهر می‌شود، کافی نیست .

وقتی در 11 مارس، نفتکش Safesea Vishnu در نزدیکی بندر ام‌القصر هدف گرفت، تصویری که دوربین یک قایق تندرو ثبت کرد برای همیشه معادله را تغییر داد. صدای تکبیر، شعله‌های آتش، و سپس گریز به سمت شمال شرقی . نه موشک بالستیک، نه زیردریایی، نه هیچ‌یک از اسباب‌بازی‌های گرانقیمت پنتاگون. یک قایق تندرو با چندصد کیلوگرم مواد منفجره، که قیمتش از عینک دید در شب یک خلبان اف‌۳۵ هم کمتر بود، توانست بزرگ‌ترین تمرکز نیروی دریایی آمریکا از زمان حمله به عراق را به چالش بکشد. آمریکا چهل درصد از ناوگان عملیاتی خود را به خاورمیانه فرستاده بود: شانزده ناو جنگی، دو ناو هواپیمابر، و هزاران تفنگدار دریایی . اما هیچ‌کدام نتوانستند جلوی این حقیقت را بگیرند که در روزهای پایانی مارس، به طور میانگین فقط شش کشتی در روز از تنگه عبور می‌کردند، در حالی که این رقم در روزهای عادی صد و سی و پنج فروند بود .

شاید مهم‌ترین تحولی که در این سی و پنج روز رخ داد، در دفاتر شرکت‌های بیمه دریایی لندن رقم خورد. کمیته مشترک جنگ لندن، که ریسک‌های دریایی را در جهان طبقه‌بندی می‌کند، تقریباً تمام خاورمیانه را منطقه جنگی اعلام کرد . نرخ حق بیمه خطرات جنگی برای کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز به ده درصد ارزش کشتی رسید؛ یعنی برای یک نفتکش غول‌پیکر با ارزش یکصد میلیون دلار، هر بار عبور از تنگه ده میلیون دلار هزینه بیمه داشت . این رقم آنقدر بالاست که عملاً هیچ شرکت کشتیرانی نمی‌تواند آن را بپردازد، و آنهایی هم که می‌توانند، ترجیح می‌دهند کشتی‌هایشان در لنگرگاه بماند تا اینکه در آبی حرکت کنند که هیچ تضمینی برای سلامت آنها وجود ندارد. هفته گذشته، شرکت آلمانی هاپاگ-لوید اعلام کرد شش کشتی و صد و پنجاه خدمه در خلیج فارس گیر کرده‌اند و هیچ چشم‌اندازی برای خروج آنها وجود ندارد .

اما آنچه این بحران را از تمام بحران‌های پیشین متمایز می‌کند، ظهور مسیرهای جایگزین و در عین حال آسیب‌پذیری آنهاست. عربستان سعودی که می‌دانست روزی ممکن است تنگه بسته شود، سی و پنج سال پیش خط لوله شرق-غرب را ساخت. هزار و دویست کیلومتر لوله در دل کویر که نفت را از میادین شرق به بندر ینبع در دریای سرخ می‌رساند. این خط لوله که تا پیش از جنگ هرگز از نیمی از ظرفیت خود استفاده نکرده بود، این روزها با حداکثر ظرفیت هفت میلیون بشکه در روز کار می‌کند . از این مقدار، حدود پنج میلیون بشکه برای صادرات به بنادر ینبع می‌رود و بقیه به پالایشگاه‌های داخلی می‌رسد . امارات نیز مسیر مشابهی دارد: خط لوله حبشان-فجیره با ظرفیت یک و نیم میلیون بشکه در روز، نفت ابوظبی را مستقیماً به دریای عمان می‌رساند و تنگه هرمز را دور می‌زند .

اما داستان به همین جا ختم نمی‌شود. در روزهای پایانی مارس، تصاویر ماهواره‌ای نشان داد که ایستگاه‌های پمپاژ خط لوله حبشان-فجیره در آتش سوخته‌اند . این سومین بار در یک ماه بود که زیرساخت‌های جایگزین هدف قرار می‌گرفتند. پیام روشن بود: هر مسیری که برای فرار از تنگه ساخته شود، در تیررس است. و این پیام به مقصد رسید. خط لوله شرق-غرب عربستان که حالا تنها امید ریاض برای صادرات نفت است، در فهرست اهداف بعدی قرار دارد. بیش از پنجاه و شش میلیون بشکه نفت خام عربستان هم‌اکنون در نفتکش‌های سرگردان در خلیج فارس بلاتکلیف مانده است . چهل نفتکش غول‌پیکر در انتظار بارگیری در نزدیکی ینبع لنگر انداخته‌اند، اما هیچ‌کس نمی‌داند اگر خط لوله آسیب ببیند، این نفت چگونه به کشتی‌ها خواهد رسید .

و در میان این آشفتگی، ایران نه تنها صادرات خود را حفظ کرده، بلکه افزایش هم داده است.بر اساس داده‌های کپلر، صادرات نفت ایران در ماه مارس به یک میلیون و هشتصد هزار بشکه در روز رسید که نسبت به سال گذشته هشت درصد افزایش دارد . بیشتر این نفت به چین می‌رود، همان کشوری که حالا بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران است و از معافیت‌های تحریمی آمریکا بهره می‌برد. در مقابل، صادرات عراق بیش از هشتاد درصد، صادرات عربستان بیش از بیست و پنج درصد، و صادرات کویت بیش از هفتاد درصد کاهش یافته است .
تفاوت را باید در این جست: ایران با وجود همه فشارها، توانست شبکه صادراتی خود را حفظ کند، نه به این دلیل که جاسک جایگزین خارک شد، بلکه به این دلیل که مشتریانش در چین حاضرند برای نفت ایران هر قیمتی بپردازند و هر مسیری را طی کنند.

اما شاید مهم‌ترین تحول، تغییری است که در ساختار مالی تجارت انرژی رخ داده.اندیشکده آتلانتیک گزارش داده که حجم تراکنش‌های یوان در شبکه پرداخت چین (CIPS) از ششصد میلیارد به نهصد و چهل میلیارد یوان افزایش یافته است. ایران اخیراً اعلام کرده که عوارض عبور از تنگه هرمز را به جای دلار به یوان دریافت می‌کند. این یعنی نخستین گام‌های عملی برای پایان هژمونی دلار در تجارت انرژی برداشته شده است. آنچه پیش از این در گزارش‌های تحلیلی به عنوان «تهدید» مطرح می‌شد، حالا به واقعیت میدانی تبدیل شده است.

در روزهای پایانی اسفند، سپاه پاسداران اعلام کرد که چهار نقطه تجمع فرماندهان ناوگان پنجم آمریکا را در خارج از پایگاه اصلی آنها در بحرین هدف قرار داده است . هم‌زمان، یک رادار هشدار زودهنگام آمریکا در خارج از پایگاه ظهران عربستان منهدم شد . این عملیات‌ها در موج هشتاد و هفتم وعده صادق چهار انجام شد، موجی که نشان داد ایران از تاکتیک دفاع صرف فراتر رفته و به دنبال بازتعریف جغرافیای قدرت در منطقه است. پایگاه‌هایی که تا دیروز امن به نظر می‌رسیدند، امروز در تیررس هستند. و این پیام را کشورهای عربی منطقه به خوبی دریافت کرده‌اند.

در چنین فضایی، هر روز که تنگه بسته می‌ماند، هزینه بازگشایی آن برای آمریکا بالاتر می‌رود. نه فقط به دلیل افزایش قیمت نفت که حالا به صد و پانزده دلار رسیده، بلکه به دلیل تغییر الگوهای تجارت انرژی. مشتریان آسیایی به دنبال قراردادهای بلندمدت با روسیه و ایران هستند. بیمه‌گران دریایی برای پوشش ریسک در خلیج فارس نرخ‌های نجومی تعیین می‌کنند. و کشورهای منطقه به این نتیجه رسیده‌اند که امنیت آنها دیگر با حضور ناوهای آمریکایی تأمین نمی‌شود. روزنامه وال‌استریت ژورنال هفته پیش نوشت: «ایران با خارج کردن جنگ از چارچوب تقابل نظامی صرف و وارد کردن آن به عرصه سلاح‌های جدید یعنی انرژی و منابع حیاتی، معادلات قدرت جهانی را وارد مرحله تازه و بی‌سابقه‌ای کرده است.»

حالا در آستانه ششمین هفته جنگ، بیش از هزار و نهصد کشتی در خلیج فارس بلاتکلیف مانده‌اند . نفتکش‌های عربستان در انتظار عبور از تنگه‌ای هستند که دیگر امن نیست. خطوط لوله جایگزین یکی پس از دیگری هدف قرار می‌گیرند. و ناوهای جنگی آمریکا که قرار بود امنیت را تأمین کنند، حالا خود به هدف تبدیل شده‌اند. در این معادله جدید، کشتی‌ها با کد عبور تهران حرکت می‌کنند و عوارض آن را به یوان می‌پردازند. کشورهای عربی منطقه که تا دیروز زیر سایه ناوگان پنجم نفس می‌کشیدند، حالا باید با این واقعیت تطبیق یابند که دوران «امنیت با پرچم آمریکا» برای همیشه به پایان رسیده است. آنچه باقی می‌ماند، نظمی جدید است که در آن قدرت نه با تعداد ناوهای جنگی، که با توانایی کنترل مسیرهای انرژی و تغییر قواعد بازی تعریف می‌شود. و در این نظم جدید، کد عبور از تهران صادر می‌گردد.

* کارشناس دیپلماسی انرژی 

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.