تاریخ انتشار : دوشنبه 3 فروردین 1405 - 15:38
کد خبر : 27607

*معمای برق در جنگ ۲۰۲۶ و خودکشی راهبردی ترامپ*

از تهدید به نابودی تأسیسات نفتی خارک تا اولتیماتوم ۴۸ ساعته برای بازگشایی تنگه هرمز، و حالا تهدید به حمله به نیروگاه‌های ایران. این تهدید اخیر، اگرچه در ظاهر بخشی از همان بازی فشار حداکثری است، اما از منظر کارشناسی تفاوت بنیادینی با تهدیدات پیشین دارد. تفاوتی که شاید خود ترامپ و مشاورانش از عمق

از تهدید به نابودی تأسیسات نفتی خارک تا اولتیماتوم ۴۸ ساعته برای بازگشایی تنگه هرمز، و حالا تهدید به حمله به نیروگاه‌های ایران. این تهدید اخیر، اگرچه در ظاهر بخشی از همان بازی فشار حداکثری است، اما از منظر کارشناسی تفاوت بنیادینی با تهدیدات پیشین دارد. تفاوتی که شاید خود ترامپ و مشاورانش از عمق آن بی‌خبرند.

برای درک این تفاوت، باید به یک واقعیت ساده اما راهبردی توجه کرد: نفت را می‌شود جایگزین کرد. برق را نمی‌شود.

وقتی ترامپ در حمله به خارک از مخازن نفت عبور کرد و صرفاً اهداف نظامی را هدف قرار داد، این تصمیم از سرِ نجابت نبود. از سرِ محاسبه بود. او می‌دانست اگر به نفت ایران دست بزند، قیمت نفت به ۱۵۰ دلار می‌رسد و رأی‌دهندگان آمریکایی در کالیفرنیا که بنزین ۸ دلاری را تجربه کرده‌اند، در انتخابات میان‌دوره‌ای به او پشت خواهند کرد. همین محاسبه امروز برای نیروگاه‌ها هم وجود دارد، اما با یک تفاوت کلیدی: بازار جهانی نفت، هرچند با دردسر، می‌تواند کمبود نفت ایران را از منابع جایگزین تأمین کند. اما برق، نه بازار جهانی دارد، نه جایگزین، نه ذخیره استراتژیک. برق، محصولی است که در لحظه تولید و در لحظه مصرف می‌شود. قطع آن، یعنی خاموشی. و خاموشی، یعنی فلج شدن یک کشور.

اگر نقشه انرژی خاورمیانه را مرور کنیم، با دو الگوی کاملاً متفاوت از طراحی شبکه برق مواجه می‌شویم. الگوی اول، الگوی متمرکز است. این الگو در شبکه برق اسرائیل و کشورهای حاشیه خلیج فارس حاکم است. چند نیروگاه بزرگ، چند پست کلیدی، چند خط انتقال حیاتی. این مدل در شرایط عادی، بهینه و اقتصادی است. اما در شرایط جنگ، به معنای واقعی کلمه «تک نقطه شکست» محسوب می‌شود.

در اسرائیل، پنج نیروگاه اصلی (اوروت رابین، روتنبرگ، هاگیت، اشکول و هارویت) بیش از ۵۰ درصد برق این رژیم را تأمین می‌کنند. بزرگترین آنها، اوروت رابین با ۲۵۹۰ مگاوات، سهمی حدود ۲۰ درصدی در تولید برق دارد. مدیرعامل شرکت نوگا انرژی، اپراتور مستقل شبکه برق اسرائیل، هفته‌ پیش در یک کنفرانس گفت: «بعد از ۷۲ ساعت بی‌برقی، زندگی در اینجا غیرممکن خواهد بود. ما برای یک جنگ واقعی آماده نیستیم.»این اعتراف یک مقام رسمی است، نه یک تحلیلگر. این یعنی خود آنها می‌دانند شبکه برقشان چقدر شکننده است.

در مقابل، الگوی دوم، الگوی پراکنده است. این الگو در شبکه برق ایران حاکم است. صدها نیروگاه در سراسر کشور پراکنده، هزاران پست انتقال و فوق‌توزیع، ده‌ها هزار کیلومتر خطوط به هم پیوسته. این معماری، نتیجه یک انتخاب راهبردی است. انتخابی که ریشه در تجربه جنگ تحمیلی و سال‌ها تحریم دارد. ما می‌دانستیم روزی ممکن است کسی بخواهد به ما حمله کند. برای همین شبکه را طوری ساختیم که هیچ نقطه شکستی نداشته باشد.

بزرگترین نیروگاه ایران، دماوند با ۲۹۰۰ مگاوات، تنها ۳.۷ درصد از کل برق کشور را تأمین می‌کند. پنج نیروگاه بزرگ ما مجموعاً ۱۴ درصد از کل ظرفیت را تشکیل می‌دهند. یعنی اگر هر پنج تا را هم از دست بدهیم، باز هم ۸۶ درصد توان تولید را داریم. این تفاوت در«قابلیت بقای انرژی» است. در شبکه‌های متمرکز،از دست رفتن یک عنصر کلیدی می‌تواند زنجیره را قطع کند. در شبکه‌های پراکنده، از دست رفتن چندین عنصر هم تأثیر محدودی دارد.

در ۲۳ روز گذشته، حملات محدودی به شبکه برق ایران انجام شد. پست‌های برق در تهران و کرج هدف قرار گرفتند. خاموشی‌های موقتی رخ داد. اما نکته مهم این است که همه این خاموشی‌ها ظرف چند ساعت رفع شدند. اپراتورها آموزش دیده بودند. ذخایر تجهیزات کافی بود. شبکه بازیابی شد. این یعنی معماری ما در آزمون سخت جنگ موفق بوده است.

تجربه حملات به تأسیسات نفتی و گازی کشورهای منطقه در هفته‌های اخیر نیز نشان داد که چند پهپاد می‌تواند زنجیره تأمین انرژی آنها را مختل کند. حمله به راس‌لافان قطر، ۱۷ درصد از ظرفیت LNG جهان را از کار انداخت.پدافند قطر و آمریکا نتوانستند جلوی موشک‌های ایران را بگیرند. این یعنی پدافند هوایی به تنهایی کافی نیست. آنچه لازم است، معماری تاب‌آور است. معماری که در آن هیچ تخم‌مرغی در یک سبد نباشد.

در این بازی پیچیده بازدارندگی، زیرساخت‌های برق جایگاه ویژه‌ای دارند. در جنگ اوکراین، روسیه از اکتبر ۲۰۲۲ حملات گسترده‌ای به شبکه برق اوکراین انجام داد. میلیون‌ها نفر در سرمای منفی ۲۰ درجه بدون گرما و روشنایی ماندند. دیوان کیفری بین‌المللی برای مقامات ارشد نظامی روسیه به اتهام «هدف‌قراردادن عمدی زیرساخت‌های غیرنظامی» حکم جلب صادر کرد. اما آنچه امروز درباره تهدید ترامپ به نیروگاه‌های ایران می‌بینیم، تفاوت اساسی با الگوی حملات در اوکراین دارد.

در اوکراین، روسیه با هدف تسلیم کردن مردم، زیرساخت‌های غیرنظامی را در زمستان سخت هدف قرار می‌دهد. اما در ایران، ترامپ با این تهدید عملاً اعلام می‌کند که می‌خواهد زیرساخت‌های حیاتی یک کشور را به اهرم فشار تبدیل کند. با این تفاوت که در اوکراین، شبکه برق متمرکز است و آسیب‌پذیر. در ایران، شبکه برق پراکنده است و تاب‌آور. شاید به همین دلیل است که علیرغم تهدیدات، ترامپ تاکنون از حمله به نیروگاه‌های ایران خودداری کرده است.

اما پاسخ ایران به تهدید ترامپ، فراتر از نیروگاه‌ها خواهد بود.در هفته‌های اخیر،ایران به صراحت اعلام کرده که آب‌شیرین‌کن‌های منطقه نیز دربانک اهداف آن قرار دارند. این تهدید، ابعاد بسیار گسترده‌تری دارد. ۸۰درصد آب شرب اسرائیل به پنج آب‌شیرین‌کن وابسته است.کویت و بحرین ۹۰ درصد آب خود را از شیرین‌سازی تأمین می‌کنند.بیش از ۴۰۰آب‌شیرین‌ کن در سواحل خلیج فارس وجود دارد که ۴۰ درصد آب شیرین‌شده جهان را تولید می‌کنند.

آب، برخلاف نفت، جایگزین ندارد. اگر زیرساخت‌های آب منطقه هدف قرار گیرد، شهرها تخلیه می‌شوند. میلیون‌ها نفر مجبور به فرار می‌شوند. این، نه یک تهدید، که یک واقعیت جغرافیایی است. واقعیتی که طراحان شبکه برق کشورهای منطقه آن را در محاسبات خود لحاظ نکرده‌اند. آنها روی پدافند هوایی سرمایه‌گذاری کردند، اما از طراحی شبکه غافل ماندند. آنها میلیاردها دلار برای خرید سامانه‌های پدافندی هزینه کردند، اما شبکه‌ای ساختند که با یک پهپاد ۲۰ هزار دلاری می‌توان آن را مختل کرد.

آقای ترامپ، اگر تهدید به حمله به نیروگاه‌های ایران را جدی گرفته‌اید، شاید بهتر باشد یک تصویر راهبردی از شبکه برق منطقه را مرور کنید. در یک طرف میز، شبکه برق اسرائیل و کشورهای عربی را دارید. شبکه‌ای متمرکز، شکننده، با چند نقطه حیاتی. در طرف دیگر میز، شبکه برق ایران را دارید.شبکه‌ای پراکنده، تاب‌آور، با هزاران نقطه جایگزین. شما می‌توانید چند نقطه از شبکه اول را بزنید و آن را از کار بیندازید. اما برای از کار انداختن شبکه دوم، باید تمام کشور را بمباران کنید. و حتی اگر تمام کشور را بمباران کنید، شبکه ما باز هم نفس می‌کشد. چون برای روز مبادا طراحی شده. در شرایط تحریم ساخته شده. در دل جنگ آزمایش شده.

شما می‌گویید می‌توانید نیروگاه‌های ما را بزنید. ما می‌گوییم می‌توانیم پنج نیروگاه اصلی شما را بزنیم. می‌توانیم آب‌شیرین‌کن‌های شما را بزنیم. می‌توانیم زندگی را برای میلیون‌ها نفر در منطقه غیرممکن کنیم. این را ما نمی‌گوییم. این را جغرافیا می‌گوید. این را معماری شبکه شما می‌گوید. این را مدیرعامل شرکت برق خودتان می‌گوید که می‌گوید بعد از ۷۲ ساعت بی‌برقی، زندگی در اسرائیل غیرممکن می‌شود.

آقای ترامپ،اگر زدن زیرساخت‌های نفت برای شما خودکشی تدریجی است، حمله به زیرساخت‌های برق مرگ قطعی و فوری است. و این هزینه را نه شما، که مردم آمریکا با خاموشی‌ های ناگهانی و قیمت بنزین ۸ دلاری می‌پردازند. از آنها پرسیده‌اید؟

* تحلیلگر دیپلماسی انرژی

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.