به گزارش خبرگزاری تهران خبر به نقل از خبرآنلاین روزنامه فرهیختگان نوشت: هرچه عبور انرژی از تنگه هرمز مختلتر شود، فشار مستقیم از روی تهران برداشته و به بازار جهانی، به اروپا، به آمریکا و به مصرفکننده نهایی منتقل میشود.
وقتی حدود یکپنجم نفت جهان و بخش مهمی از تجارت LNG از این گلوگاه عبور میکند، ناامن شدن هرمز یعنی جهش قیمت، رشد هزینه بیمه، اختلال در زنجیره تأمین و فشار تورمی بر اقتصادهای غربی. ابعاد میدانی این فشار هم روشن است.
تا ۱۱ مارس، گزارشها از اصابت به دستکم ۱۴ شناور تجاری در منطقه حکایت دارد. همزمان حدود ۲۰۰ نفتکش و بیش از ۱۰۰ کشتی کانتینری در خلیجفارس و پیرامون آن گرفتار یا متوقف شدهاند و برخی برآوردها از متوقف ماندن هزاران شناور تجاری در کل منطقه خبر میدهند.
معنای این اعداد این است که ایران فقط تهدید نکرده؛ عملاً هزینه توقف، تأخیر و ناامنی را به تجارت جهانی تحمیل کرده و نشان داده کنترل تنگه هرمز فقط یک ادعا نیست، یک واقعیت میدانی است. اما نکته اصلی در خودِ مدل ایران است: بستن مسیر برای دیگران، باز نگه داشتن مسیر برای خود.
گزارشها نشان میدهد از زمان آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، صادرات نفت ایران نهتنها قطع نشده، بلکه بهطور متوسط به حدود 2.1 میلیون بشکه در روز رسیده و بخش عمده آن راهی چین شده است. این یعنی تهران همزمان که عبور انرژی رقبای منطقهای و فشار بر بازار جهانی را مدیریت میکند، جریان درآمدی خودش را حفظ کرده است. دقیقاً از همینجا هرمز از یک تنگه جغرافیایی به ابزار تأمین مالی جنگ تبدیل میشود.
در این چهارچوب، چین فقط یک مشتری نفت نیست؛ ضلع تثبیتکننده این معادله است. بخش مهمی از نفتی که ایران در این دوره صادر کرده، به چین رفته و همین باعث شده یکی از بزرگترین مصرفکنندگان انرژی جهان، برخلاف اروپا و آمریکا، از شوک تنگه هرمز کمتر آسیب ببیند یا دستکم کانال جایگزین مؤثرتری داشته باشد. درنتیجه، هرچه جهان غرب از اختلال انرژی ضرر میکند، تهران و پکن در حال حفظ یک مسیر کاری برای مبادله انرژی هستند. روسیه هم در این میان بیرون از دایره سود نیست، حتی اگر همهچیز بهصورت رسمی اعلام نشود.
گزارشهای معتبر میگویند جهش قیمت نفت و گاز ناشی از بحران هرمز مستقیماً به نفع روسیه تمام میشود، چون هم درآمد صادراتی مسکو بالا میرود و هم وزن ژئوپلیتیکیاش در بازار انرژی بیشتر میشود. شواهد علنیِ محکمی برای یک «شراکت رسمیِ اعلامشده» میان ایران و روسیه در تأمین نفت و گاز اروپا ندیدهایم؛ اما بهعنوان یک جمعبندی تحلیلی میشود گفت دستکم «همپوشانی منافع» و احتمال نوعی تقسیم کارِ پشتپرده میان تهران و مسکو کاملاً قابل طرح است: ایران با بیثبات کردن هرمز، بازار را دچار کمبود و التهاب میکند و روسیه از همین التهاب، در قیمت و نفوذ بازار انرژی سود میبرد.
در طرف مقابل، غرب فعلاً نتوانسته این معادله را بهسرعت بر هم بزند. با وجود صحبتهای ترامپ درباره بیمه جنگی و امکان اسکورت نفتکشها، تا ۱۰ و ۱۱ مارس هنوز مقامهای آمریکایی گفتهاند هیچ دستور عملیاتی برای اسکورت صادر نشده است. یعنی فاصله میان حرف سیاسی و اقدام واقعی همچنان وجود دارد و ایران دقیقاً در همین فاصله، از زمان، جغرافیا و بازار به نفع خودش استفاده میکند.
ایران در این جنگ فقط در میدان نظامی نجنگیده؛ در حال بازطراحی صحنه هزینههاست. یکسو ایران، چین و تا حدی روسیه قرار دارند که یا از این آشفتگی سود مستقیم میبرند یا آسیب کمتری میبینند؛ سوی دیگر، اروپا، آمریکا و کل اقتصاد جهانی قرار دارد که هزینه انرژی، حملونقل، تورم و نااطمینانی را میپردازد. به همین دلیل، تنگه هرمز امروز فقط یک آبراه نیست؛ مهمترین اهرم ایران برای جهانیکردن هزینه جنگ و همزمان حفظ درآمد و قدرت چانهزنی خودش است.
1717





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0