تاریخ انتشار : یکشنبه 10 اسفند 1404 - 6:16
کد خبر : 27003

پشت پرده حمله آمریکا به ایران

فرارو- در حالی که تنش‌های نظامی در خاورمیانه وارد فاز تازه‌ای شده است، روزنامه «نیویورک‌تایمز» به نقل از مقام‌های آمریکایی گزارش داده است که عملیات جاری علیه ایران، از نظر گستره عملیاتی و شدت حملات، به‌مراتب فراتر از حملاتی ارزیابی می‌شود که واشنگتن در ماه ژوئن گذشته و در جریان جنگ ۱۲روزه انجام داده بود؛

فرارو- در حالی که تنش‌های نظامی در خاورمیانه وارد فاز تازه‌ای شده است، روزنامه «نیویورک‌تایمز» به نقل از مقام‌های آمریکایی گزارش داده است که عملیات جاری علیه ایران، از نظر گستره عملیاتی و شدت حملات، به‌مراتب فراتر از حملاتی ارزیابی می‌شود که واشنگتن در ماه ژوئن گذشته و در جریان جنگ ۱۲روزه انجام داده بود؛ حملاتی که در آن مقطع، تأسیسات هسته‌ای ایران به‌طور مستقیم هدف قرار گرفته بودند.

به گزارش فرارو، بر اساس این گزارش، یکی از مقام‌های آمریکایی در گفت‌وگو با «نیویورک‌تایمز» تأیید کرده است که ایالات متحده در حال اجرای «ده‌ها حمله هوایی» علیه اهداف مرتبط با ایران است. این حملات با استفاده از هواپیماهای تهاجمی انجام می‌شوند؛ هواپیماهایی که از پایگاه‌های نظامی متعدد آمریکا در نقاط مختلف خاورمیانه به پرواز درمی‌آیند و مأموریت‌های عملیاتی خود را به اجرا می‌گذارند. در همین حال، جنگنده‌های مستقر بر روی یک یا چند ناو هواپیمابر آمریکایی در منطقه نیز به این عملیات پیوسته‌اند و بخشی از مأموریت‌های تهاجمی را بر عهده گرفته‌اند؛ موضوعی که نشان‌دهنده بسیج گسترده توان هوایی آمریکا در این عملیات نظامی است.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، روز شنبه به‌طور رسمی اعلام کرد که آمریکا «عملیات‌های رزمی گسترده‌ای» را علیه ایران آغاز کرده است؛ اقدامی که به گفته او، در چارچوب یک تلاش نظامی مشترک و هماهنگ با اسرائیل به اجرا درآمده است و نشان‌دهنده ورود واشنگتن به مرحله‌ای تازه از تقابل مستقیم با تهران است.

ترامپ این اقدام نظامی را پاسخی ضروری به آنچه «تهدیدهای قریب‌الوقوع» از سوی جمهوری اسلامی ایران توصیف کرد، دانست و تأکید کرد که هدف اصلی این عملیات، حفاظت از جان شهروندان آمریکایی و از بین بردن خطراتی است که به‌زعم واشنگتن امنیت ملی آمریکا را تهدید می‌کند. او همچنین این عملیات را بخشی از راهبرد کلان ایالات متحده برای جلوگیری دائمی از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای معرفی کرد.

ترامپ در ادامه سخنان خود، بر عزم قاطع دولتش برای تحقق اهداف راهبردی این عملیات تأکید کرد و گفت: «ما تضمین خواهیم کرد که ایران به سلاح هسته‌ای دست پیدا نکند.» این موضع‌گیری، بیانگر تداوم سیاست سخت‌گیرانه واشنگتن در قبال برنامه هسته‌ای ایران و استفاده از ابزار نظامی برای تحقق اهداف بازدارندگی اعلام‌شده است. این اعلام رسمی، از تشدید چشمگیر سطح تقابل میان ایالات متحده و ایران حکایت دارد و نشان می‌دهد که واشنگتن، در هماهنگی نزدیک با اسرائیل، وارد مرحله‌ای شده است که در آن، گزینه نظامی نه‌تنها به‌عنوان ابزار بازدارندگی، بلکه به‌عنوان ابزار عملیاتی فعال در دستور کار قرار گرفته است.

«غافلگیری شنبه»؛ چرا ترامپ حمله مشترک با اسرائیل علیه ایران را به پایان هفته موکول کرد؟

ایالات متحده و اسرائیل روز شنبه حمله مشترکی را علیه ایران آغاز کردند؛ حمله‌ای که از منظر زمانی، با الگویی آشنا در تصمیم‌گیری‌های نظامی دونالد ترامپ همخوانی دارد. رئیس‌جمهور آمریکا در هر دو دوره حضور خود در کاخ سفید، بارها نشان داده است که پایان هفته به‌ویژه روزهای شنبه و یکشنبه را به‌عنوان زمان مطلوب برای اجرای عملیات‌های نظامی انتخاب می‌کند؛ زمانی که از نظر او، امکان مدیریت بهتر پیامدهای اقتصادی و سیاسی وجود دارد.

این زمان‌بندی، تصادفی به‌نظر نمی‌رسد، بلکه در چارچوب الگویی قابل‌تشخیص قرار می‌گیرد که پیش‌تر نیز مورد توجه تحلیلگران و رسانه‌هایی چون خبرگزاری «بلومبرگ» قرار گرفته بود. بر اساس این الگو، ترامپ ترجیح می‌دهد اقدامات نظامی حساس در روزهایی انجام شوند که بازارهای مالی تعطیل هستند و واکنش فوری سرمایه‌گذاران و نوسانات ناگهانی اقتصادی به حداقل می‌رسد.

ریشه این رویکرد، به نگاه اقتصادی ترامپ به سیاست خارجی بازمی‌گردد؛ نگاهی که از پیشینه او به‌عنوان یک تاجر شکل گرفته است. در این چارچوب، تعطیلی بازارهای سهام در روزهای پایانی هفته، فرصتی برای دولت ایجاد می‌کند تا شوک اولیه ناشی از یک اقدام نظامی را بدون ایجاد اختلال فوری در معاملات مالی جذب کند. این فاصله زمانی، امکان مدیریت پیامدهای روانی و اقتصادی عملیات را فراهم می‌سازد و به دولت اجازه می‌دهد پیش از بازگشایی بازارها، روایت رسمی خود را تثبیت کند.

تحلیلگران اقتصادی هشدار داده‌اند که اجرای عملیات نظامی در میانه هفته می‌تواند به سقوط شدید شاخص‌های بورس، افزایش ناگهانی قیمت انرژی و تشدید فشارهای سیاسی داخلی منجر شود. از این رو، انتخاب پایان هفته به‌عنوان زمان اجرای حمله، بخشی از تلاش برای مهار تبعات اقتصادی و کاهش واکنش‌های فوری بازارها تلقی می‌شود؛ به‌ویژه در شرایطی که بازار نفت و انرژی به تحولات خاورمیانه حساسیت بالایی نشان می‌دهد.

در کنار ملاحظات اقتصادی، عنصر غافلگیری نیز نقش مهمی در این زمان‌بندی ایفا می‌کند. در روزهای پایانی هفته، سطح آماده‌باش اداری و تعداد کارکنان در بسیاری از کشورها کاهش می‌یابد و شدت پوشش رسانه‌ای جهانی نیز کمتر می‌شود. این شرایط، به طراحان عملیات امکان می‌دهد عنصر غافلگیری را تقویت کنند و پیش از شکل‌گیری واکنش‌های گسترده، چارچوب روایت رسمی خود را تثبیت سازند.

ترامپ پیش‌تر نیز در سخنرانی‌های خود به مفهوم «غافلگیری شنبه» اشاره کرده بود؛ مفهومی که نشان‌دهنده استفاده آگاهانه از روزهای تعطیل برای اجرای اقدامات راهبردی است. اگرچه این رویکرد با انتقادهایی درباره احتمال دور زدن نظارت کنگره و افزایش خطر تشدید تنش‌ها مواجه شده است، اما در عین حال، نشان‌دهنده تلاش برای ایجاد توازن میان نمایش قدرت نظامی و حفظ ثبات اقتصادی محسوب می‌شود. در مجموع، انتخاب روز شنبه برای اجرای حمله مشترک علیه ایران، نه‌تنها یک تصمیم عملیاتی، بلکه بخشی از یک راهبرد گسترده‌تر به‌نظر می‌رسد؛ راهبردی که در آن، ملاحظات اقتصادی، مدیریت افکار عمومی و عنصر غافلگیری، در کنار اهداف نظامی، نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا می‌کنند.

منطقه خاورمیانه در آستانه نقطه بی بازگشت

برخی از تحلیلگران بر این نظر هستند که در حملات هوایی مشترک اسرائیل و ایالات متحده علیه ایران ، دونالد ترامپ، برنامه‌ریزی اولیه برای آن نداشت؛ جنگی که در مقابل، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، با هدفی فراتر از بازدارندگی هسته‌ای و با چشم‌انداز تغییر نظام سیاسی ایران به آن وارد شده است. آن ها معتقد هستند که هدف راهبردی اسرائیل صرفاً جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای نیست، بلکه ابعاد عمیق‌تری دارد که به تغییر موازنه قدرت در سطح نظام سیاسی ایران نیز مرتبط می‌شود. آن ها با اشاره به شکاف‌های راهبردی میان سه بازیگر اصلی این بحران یعنی اسرائیل، ایالات متحده و ایران هشدار می‌دهند که خلأ استراتژیک موجود می‌تواند به‌سرعت بحران را از چارچوب کنترل‌پذیر خارج کند و منطقه خاورمیانه را به آستانه «نقطه بی‌بازگشت» برساند.

تحلیلگران بر این نظر هستند که دغدغه جلوگیری از تبدیل ایران به یک قدرت آستانه‌ای هسته‌ای، نزدیک به یک دهه و نیم است که در مرکز راهبرد امنیتی بنیامین نتانیاهو قرار دارد؛ دغدغه‌ای که حتی خطر ورود به رویارویی مستقیم نظامی را نیز برای تل‌آویو قابل‌پذیرش کرده است. این رویکرد، پیش‌تر نیز در دوران ریاست‌جمهوری باراک اوباما آشکار شده بود، زمانی که نتانیاهو برای حمله نظامی به تأسیسات هسته‌ای ایران، فشار قابل‌توجهی بر واشنگتن وارد کرد، اما با مخالفت دولت آمریکا مواجه شد.

پس از امضای توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵، اسرائیل این توافق را امتیازی غیرقابل‌قبول برای تهران تلقی کرد و آن را تهدیدی برای امنیت بلندمدت خود دانست. با روی کار آمدن مجدد ترامپ و خروج ایالات متحده از توافق هسته‌ای در سال ۲۰۱۸، شرایط بار دیگر در مسیری قرار گرفت که با رویکرد امنیتی اسرائیل همخوانی بیشتری داشت و امکان بازگشت به گزینه‌های سخت‌گیرانه‌تر را فراهم کرد. از منظر اسرائیل، مسئله ایران صرفاً یک چالش هسته‌ای نیست، بلکه یک تهدید وجودی محسوب می‌شود.

تحلیلگران بر این نظر هستند که ایالات متحده، که در ابتدا با این تصور نیروهای نظامی گسترده‌ای را در نزدیکی ایران مستقر کرده بود که تهران در برابر فشارها عقب‌نشینی خواهد کرد، در نهایت در موقعیتی قرار گرفت که ناچار شد از مسیر راهبردی اسرائیل پیروی کند. به‌این‌ترتیب، مسیری که در ابتدا با امید به دستیابی به توافق دیپلماتیک آغاز شده بود، به‌تدریج به یک رویارویی نظامی تبدیل شد؛ جنگی که تصمیم اولیه برای آغاز آن در محاسبات رئیس‌جمهور آمریکا قرار نداشت، اما در نهایت به واقعیتی اجتناب‌ناپذیر تبدیل شد.

درس‌های فراموش‌شده عراق؛ چرا حمله تازه ترامپ به ایران می‌تواند آمریکا را در مسیری خطرناک قرار دهد

بر اساس گزارش روزنامه واشنگتن پست، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا در گذشته، جنگ عراق را «بزرگ‌ترین اشتباه واحد در تاریخ کشور» خوانده، از پروژه‌های پرهزینه «ملت‌سازی» انتقاد کرده و وعده داده بود که موفقیت خود را با «جنگ‌هایی که هرگز وارد آن‌ها نمی‌شویم» تعریف خواهد کرد. با این حال، تضاد میان تمایلات انزواگرایانه و گرایش‌های نظامی‌گرایانه ترامپ همواره آشکار بوده است؛ تضادی که بار دیگر روز شنبه نمایان شد، زمانی که او حمله‌ای گسترده علیه ایران را آغاز کرد.

بر اساس این گزارش، یکی از نکات قابل‌توجه، فقدان یک توضیح جامع و رسمی از سوی ترامپ درباره دلایل و اهداف این اقدام نظامی بود. او نه یک سخنرانی کامل برای توجیه تصمیم خود ارائه کرد، نه تلاش جدی برای جلب حمایت افکار عمومی انجام داد و نه از کنگره درخواست مجوز کرد. در عوض، رئیس‌جمهور آمریکا در ساعات نیمه‌شب، پس از آغاز حملات هوایی، یک پیام ویدئویی کوتاه منتشر کرد؛ پیامی که توجیهات آن، از نگاه منتقدان، یادآور استدلال‌های بحث‌برانگیز دولت جورج دبلیو. بوش پیش از جنگ عراق بود.

بر اساس این گزارش، ترامپ در این پیام اعلام کرد که هدف از این عملیات، «دفاع از مردم آمریکا از طریق حذف تهدیدهای قریب‌الوقوع از سوی رژیم ایران» است و به برنامه‌های هسته‌ای و موشکی تهران اشاره کرد. با این حال، این ادعا با تناقض‌هایی مواجه است. تنها چند ماه پیش، خود ترامپ مدعی شده بود که برنامه هسته‌ای ایران را «کاملاً نابود کرده است». اکنون، همان برنامه به‌عنوان یک تهدید فوری مطرح می‌شود، بدون آنکه شواهد مشخصی از ازسرگیری غنی‌سازی ارائه شده باشد.

همچنین، ادعای تهدید موشکی ایران علیه خاک آمریکا نیز با ارزیابی‌های اطلاعاتی موجود همخوانی کامل ندارد. آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا پیش‌تر برآورد کرده بود که ایران، در صورت انتخاب چنین مسیری، ممکن است تا سال ۲۰۳۵ قادر به توسعه موشک‌های قاره‌پیما شود. اگرچه برخی تأسیسات موشکی ایران در حملات پیشین آسیب دیده‌اند و نشانه‌هایی از بازسازی ظرفیت‌های کوتاه‌برد و میان‌برد وجود دارد، اما شواهد قطعی از توسعه موشک‌های قاره‌پیما در دست نیست.

با این حال، تفاوت کلیدی میان این رویارویی و جنگ عراق در سال ۲۰۰۳، در ماهیت عملیات نظامی نهفته است. برخلاف آن جنگ، ایالات متحده نیروهای زمینی به ایران اعزام نکرده است. این موضوع، اگرچه احتمال تلفات نظامی آمریکا را کاهش می‌دهد، اما در عین حال، توانایی واشنگتن برای ایجاد تغییرات بنیادی در ساختار قدرت ایران را نیز محدود می‌کند.  در عین حال، محدودیت منابع نظامی نیز به‌عنوان یک عامل بازدارنده مطرح است. ذخایر تسلیحات هدایت‌شونده و سامانه‌های دفاعی آمریکا و اسرائیل، پیش‌تر در جریان عملیات‌های نظامی سال‌های اخیر کاهش یافته‌اند. ورود به یک جنگ طولانی با ایران می‌تواند این ذخایر را بیش از پیش تحلیل ببرد و آسیب‌پذیری‌های راهبردی جدیدی برای متحدان آمریکا از جمله تایوان ایجاد کند.

در نهایت، تجربه‌های تاریخی از جنگ ویتنام تا عراق نشان داده‌اند که جنگ‌ها اغلب فراتر از محاسبات اولیه گسترش می‌یابند و پیامدهای آن‌ها قابل پیش‌بینی نیست. با وجود تأکید مقام‌های آمریکایی بر محدود بودن اهداف این عملیات، پرسش اساسی همچنان باقی است: آیا این جنگ واقعاً اجتناب‌ناپذیر بود؟ پاسخ به این پرسش، نه‌تنها آینده این درگیری، بلکه مسیر نقش آمریکا در نظم جهانی را نیز تعیین خواهد کرد.

 

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.