در شرایطی که رشتههای مرتبط با میراث فرهنگی، بهویژه مرمت بنا و بافتهای تاریخی، با افت کیفیت آموزش، مدرکگرایی و فاصله روزافزون دانشگاه از میدان عمل مواجهند، ایسنا به عنوان خبرگزاری دانشجویان ایران بر آن است تا در پروندهای به بررسی کیفیت آموزش این رشته در دانشگاهها، کمبودها، و چالشهای آن و همچنین جایگاه آکادمیک این رشته در بازار کار، از دیدگاه دانشجویان، فارغالتحصیلان و اساتید حوزه مرمت بپردازد.
سیامک علیزاده، مرمتگر آثار، بناها و اشیاء تاریخی و استادیار دانشگاه در گفتوگو با ایسنا، ابتدا به مرور شکلگیری رشته تحصیلی مرمت پرداخت و اظهار کرد: رشته مرمت از نظر تخصصی به سال ۱۳۵۶؛ یعنی پیش از انقلاب، بازمیگردد. این رشته در ابتدا بهصورت تحصیلات تکمیلی آموزش داده میشد. آن زمان دوره کارشناسی ارشد تعریف شده بود و دانشجویان معمولاً با مدرک کارشناسی از رشتههایی مانند باستانشناسی، معماری یا سایر رشتههای مرتبط وارد دوره فوقلیسانس مرمت میشدند و پس از دو یا سه سال تحصیل، فارغالتحصیل میشدند. پس از انقلاب و با شکلگیری شورای عالی انقلاب فرهنگی، ساختار آموزشی تغییر کرد و دوره کارشناسی برای این رشته تعریف شد. در همین مقطع، رشته مرمت به دو شاخه تقسیم شد؛ «مرمت آثار تاریخی» و «مرمت بناهای تاریخی». دانشجویان مرمت بناهای تاریخی باید تا حدی با معماری، نقشهکشی و مصالح ساختمانی آشنا باشند و مطالعات مرتبطی داشته باشند. در مقابل، دانشجویان مرمت آثار تاریخی نیز باید پیشزمینههایی در حوزه باستانشناسی، تاریخ هنر یا مطالعات موزهای داشته باشند.
او افزود: در هر صورت، این دو رشته در مقطع کارشناسی راهاندازی شدند و نخستین مرکزی که بهصورت آکادمیک و دانشگاهی به آموزش آنها پرداخت، دانشگاه فارابیِ آن زمان بود؛ دانشگاهی که بعدها به دانشگاه هنر تبدیل شد. شعبه اصفهان دانشگاه هنر هم جزو نخستین مراکزی بود که این رشتهها را بهطور جدی و دانشگاهی تدریس کرد. هر دو رشته، هم مرمت آثار تاریخی و هم مرمت بناهای تاریخی، رشتههای بسیار مهم و ضروری هستند؛ چراکه ایران از جمله کشورهایی است که از نظر آثار تاریخی، چه در حوزه اشیای تاریخی و چه در حوزه بناهای تاریخی، بسیار غنی و سرشار است و به این تخصص بهشدت نیاز دارد؛ نیازی که هماکنون وجود دارد و هم در آینده نیز ادامه خواهد داشت.
علیزاده با بیان اینکه مرمت، کاری حساس، تخصصی و فنی است و نیازمند مهارتهای خاصی است، افزود: فردی که میخواهد در این رشته متخصص شود، باید هم توانایی و مهارت فنیِ قوی داشته باشد و هم ویژگیها و استعدادهای هنری. در واقع ترکیبی از این دو ویژگی لازم است که طبیعتاً هر کسی الزاماً آن را ندارد. علاوهبر این، مرمت کاری است که باید با دقت، حساسیت و مهارت بسیار انجام شود. بنابراین هر کسی نمیتواند وارد این حوزه شود. این رشته نیازمند فیلتر شدن است؛ یعنی اگر فردی قرار است در این مسیر ادامه تحصیل دهد و وارد بازار کار شود، باید واقعاً علاقهمند باشد، نه اینکه صرفاً برای گرفتن مدرک وارد این رشته شود.
این کارشناس اظهار کرد: متأسفانه جذب دانشجو در این دو رشته، نه بر اساس علاقه صورت میگیرد و نه بر اساس کیفیت. ملاک اصلی، کمّیت است. از آنجا که رشته مرمت یکی از سادهترین رشتهها برای قبولی در کنکور هنر محسوب میشود و رتبه پایینتری نسبت به سایر رشتهها میطلبد، بسیاری از داوطلبان بدون علاقه و بدون شناخت وارد این رشته میشوند. این موضوع لطمه جدی به کیفیت آموزش و تخصص وارد میکند و در نهایت، زمانی که این فارغالتحصیلان میخواهند وارد بازار کار شوند، با مشکلات جدی مواجه میشوند. به همین دلیل، جذب دانشجو باید فیلتر شود؛ یعنی مصاحبه، آزمون عملی یا ارزیابیهای تخصصی در نظر گرفته شود و سختگیری لازم صورت گیرد که متاسفانه در حال حاضر وجود ندارد.
او اضافه کرد: دومین ایراد مهم، تعدد مراکز آموزشی است. در گذشته، تنها دانشگاه هنر اصفهان این رشته را آموزش میداد اما اکنون، علاوهبر دانشگاههای دولتی متعدد، دانشگاه آزاد و مراکز غیرانتفاعی نیز در مقاطع کارشناسی تا دکتری این رشته را راهاندازی کردهاند. این حجم از گسترش اصلاً ضرورتی ندارد. ما به این تعداد فارغالتحصیل در رشته مرمت نیاز نداریم. نیاز واقعی کشور بسیار کمتر از این میزان است. بهجای تمرکز بر کمیت، باید بر کیفیت آموزش تمرکز کنیم. در حال حاضر، تیراژ و تعداد فارغالتحصیلان افزایش یافته، اما کیفیت آموزشی به همان نسبت کاهش پیدا کرده است و این یک اشتباه جدی است. نتیجه آن نیز مشخص است، بخش عمدهای از این فارغالتحصیلان بیکار هستند. بازار کار توان جذب این حجم از نیرو را ندارد. اولین نهادی که میتواند این افراد را جذب کند، وزارت و سازمانهای میراث فرهنگی، موزهها و نهادهای وابسته به آن است اما این سازمانها ظرفیت محدودی دارند و استخدامها بسیار اندک و محدود است.
این مرمتگر ادامه داد: در بخش خصوصی شرایط چندان بهتر نیست. شرکتهای خصوصیِ مشاور یا اجرایی با مشکلات مالی و قراردادی متعددی مواجهند. دستمزدها پایین است و بسیاری از مرمتگران از همکاری با این شرکتها رضایت ندارند. استخدام دولتی نیز بسیار محدود و بهندرت اتفاق میافتد. در نتیجه، بسیاری از فارغالتحصیلان یا بیکار میمانند یا به ناچار وارد بخش خصوصی میشوند، آن هم با درآمدی نامناسب. در موارد زیادی نیز اساساً جذب حوزه تخصصی خود نمیشوند و به مشاغل غیرمرتبط روی میآورند. من شخصاً فارغالتحصیلان مرمتی را دیدهام که یکی معلم شده، دیگری به زنبورداری یا کشاورزی روی آورده، یکی در ادارات دولتی مانند اداره برق استخدام شده است اما هیچکدام در حوزه تخصصی مرمت فعالیت نمیکنند. این مسئله یکی از معضلات جدی این رشته است.
علیزاده به ارائه چند راهکارها برای حل این معضلات پرداخت و توضیح داد: نخستین پیشنهاد این است که تعداد مراکز دانشگاهی ارائهدهنده این رشته کاهش پیدا کند و آموزش در یک یا دو دانشگاه، نهایتاً سه دانشگاه متمرکز شود. نیازی به این همه دانشگاه برای آموزش رشته مرمت نیست. تمرکز اصلی باید بر کیفیت آموزش باشد؛ چراکه مرمت کاری بسیار حساس است. زمانی که یک اثر تاریخی یا هنری را مرمت میکنیم، با موضوعی بسیار ظریف و ارزشمند روبهرو هستیم که هر کسی صلاحیت ورود به آن را ندارد. این کار نیازمند تخصص، مهارت، تجربه، آرامش و حوصله فراوان است. روند مرمت معمولاً طولانی است و فرد باید توان و صبر لازم برای انجام این فرآیند را داشته باشد.
او افزود: پیشنهاد دیگر این است که در دورههای آموزشی دانشگاهی، واحدهای عملی بیشتری در نظر گرفته شود یا در زمان استخدام در نهادهای مرتبط، دورههای کارآموزی الزامی باشد. برای مثال، بسیاری از دانشجویان مرمت بنا، طاقزنی را بلد نیستند. انواع طاقها، گچبریها، ساخت ملاتها و بسیاری از مهارتهایی که استادکاران سنتی بهخوبی میشناسند، برای آنها ناآشناست. دانشجویان از نظر تئوریک اطلاعات خوبی دارند، اما در عمل ضعیف هستند. این نقص باید از طریق کارآموزی عملی و آشنایی با شیوههای سنتی و مهارتافزایی جبران شود. اما مهمترین مسئله، بحث اشتغال است. واقعیت این است که بیشتر رشتهها، بهویژه رشتههای هنری، با مشکل اشتغال مواجهند اما در میان آنها، رشته مرمت وضعیت بدتری دارد. بالاترین نرخ بیکاری در میان رشتههای هنری، متعلق به مرمت است و آمار آن به حدود ۱۷ درصد میرسد.
علیزاده رونق در این رشته را منوط به رونق گردشگری دانست و گفت: اگر بخواهیم در این حوزه رونق ایجاد کنیم و به فارغالتحصیلان امید بدهیم، به نظر من بهترین راهکار، توجه جدی به گردشگری است. با ورود گردشگر، نیاز به خدمات موزهای، خانههای تاریخی، اقامتگاهها و فضاهای فرهنگی افزایش پیدا میکند. بناهای تاریخی، موزهها و مناطق گردشگری، بدون ایجاد درآمد پایدار امکان ادامه حیات ندارند و دولت نیز بهتنهایی نمیتواند همه این حوزهها را پوشش دهد. نمونه آن، خانههای تاریخی در شهرهایی مانند اصفهان و کاشان است که بسیاری از آنها متروکه شدهاند یا سرمایهای برای مرمت آنها وجود ندارد. اگر گردشگری تقویت شود و سرمایه از این طریق تزریق شود، این بناها احیا میشوند و نهتنها برای مرمتگران، بلکه برای راهنمایان گردشگری، موزهداران، باستانشناسان، صنایعدستی، فروشگاههای هدایا و بسیاری از مشاغل دیگر اشتغال ایجاد میشود.
این مرمتگر اظهار کرد: متأسفانه یا به این موضوع توجه نکردهایم یا برنامهریزی جدی برای آن نداشتهایم. اگر گردشگری بهصورت جدی توسعه پیدا کند، بدون تردید اشتغال قابلتوجهی در حوزه مرمت بناهای تاریخی و مرمت آثار تاریخی، چه در موزهها و چه در آزمایشگاهها و کارگاههای مرمت، ایجاد خواهد شد. در غیر این صورت، تنها گزینه باقیمانده، استخدام محدود در سازمان میراث فرهنگی است که پاسخگوی حجم بالای فارغالتحصیلان نخواهد بود. حتی اگر فارغالتحصیلان بخواهند جذب کارهای بخش خصوصی شوند، آنجا هم با مشکلات جدی روبهرو هستند. قراردادهایی که بسته میشود، اغلب مشکلساز است و ساختار درستی ندارد. بسیاری از شرکتهای مرمتی که من میشناسم، بهجز تعداد بسیار محدودی، عملاً ورشکسته شدهاند. دلیلش هم این است که نوع قراردادها بسیار سختگیرانه است یا بودجههایی که برای پروژهها در نظر گرفته میشود بسیار پایین است. وقتی با بودجه ناچیز انتظار انجام یک کار تخصصی و حساس را دارند، عملاً فایدهای ندارد.
او افزود: من خودم هم مدتی در این حوزه فعالیت داشتم و بهصورت خصوصی وارد قرارداد میشدم؛ چه با سازمان میراث فرهنگی و چه در قالب پروژههای دیگر. البته همکاری با بخش خصوصیِ واقعی، مثل مالکان خصوصی یا هتلها، شرایط بهتری دارد و معمولاً از نظر انعطافپذیری و تعامل مناسبتر است، اما در مجموع اینها مسائلی است که در وضعیت فعلی وجود دارد.
علیزاده درباره تاثیر شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور بر آینده رشته مرمت توضیح داد: شرایط اقتصادی فعلی کشور مناسب نیست و این مسئله به دلایل مختلفی وجود دارد. یکی از مهمترین آنها، همانطور که اشاره کردم، رکود کامل در بخش گردشگری است. در کشورهایی که گردشگری فعالی دارند، اصلاً به توریسم عنوان «صنعت» دادهاند. دلیلش هم روشن است، صنعت یعنی تولید، یعنی گردش مالی، یعنی ایجاد اشتغال و رونق اقتصادی. توریسم دقیقاً چنین چرخهای دارد. کشورهایی که دارای آثار تاریخی غنی هستند، رقابت بسیار شدیدی برای جذب گردشگر دارند. این حوزه مثل نفت نیست که روزی تمام شود یا قیمتش بالا و پایین شود. گردشگری با توجه به شرایط جهانی و علاقه مردم به سفر، بازدیدهای علمی، فرهنگی و تفریحی و شناخت میراث کشورها، روزبهروز در حال گسترش است.
او اضافه کرد: برای مثال، کشورهایی مانند امارات و بهویژه دبی را در نظر بگیرید؛ جایی که اساساً آثار تاریخی قابلتوجهی ندارد، اما با برنامهریزی و سرمایهگذاری، فضا و جاذبه خلق میکند. از سواحل، بیابانها و حتی شنهای همان منطقه استفاده میکنند و آنها را به جاذبه گردشگری تبدیل میکنند. در حالیکه ما، بهمراتب ظرفیتهای طبیعی و تاریخی غنیتری داریم؛ کویرهای گسترده، امکان شترسواری، کاروانهای سنتی در دل کویر و فضاهایی که گردشگران خارجی عاشق آن هستند. اما متاسفانه به این ظرفیتها توجهی نشده و بسیاری از آنها رها شده و بلااستفاده باقی ماندهاند. البته منظورم از ناشناخته بودن، ناشناخته از نظر بازدید است، نه از نظر ارزش تاریخی. تا زمانی که این وضعیت اقتصادی و محدودیتها حاکم باشد، نمیتوان چندان به آینده امیدوار بود. استخدام در این مدت اخیر بهشدت کاهش یافته و اشتغال در رشتههای هنری، بهویژه رشته مرمت، افت محسوسی داشته است. بسیاری از دانشجویان و فارغالتحصیلان این رشتهها یا خانهنشین شدهاند یا صرفاً برای سرگرمی فعالیت میکنند؛ مثلاً نقاشی میکشند، یا به سمت تدریس رفتهاند. در مجموع، شرایط به این شکل درآمده است.
این کارشناس گفت: بهطور کلی، اوضاع باید از نظر فرهنگی، سیاسی و اقتصادی سامان پیدا کند. توسعه گردشگری و توریسم یک ضرورت جدی است. اگر این بخش راه بیفتد، آینده این رشته هم بهتر خواهد شد. متاسفانه ما در این رقابت از کشورهایی مثل ترکیه، هند، چین و حتی پاکستان عقب ماندهایم. اگر آمار گردشگری این کشورها را بررسی کنید، مثلاً چین، یونان یا ترکیه، خواهید دید که اعداد و ارقام آنها اصلاً با ایران قابل مقایسه نیست. آنجا رونق وجود دارد و به همین دلیل، رشتههایی مثل موزهداری و مرمت بهراحتی جذب بازار کار میشوند و فرصت شغلی فراوان است.
علیزاده گفت: در ایران اما شرایط متفاوت است. وقتی گردشگر وجود ندارد، پولی هم تزریق نمیشود. وقتی پول نیست، هزینهای هم برای مرمت آثار انجام نمیشود. در حالیکه اگر توریست وارد شود، یکی از اولین چیزهایی که میخواهد، اقامت در فضاهای اصیل و تاریخی است، مثلاً خانههای تاریخی مرمتشده. این نوع اقامتگاهها هم برای گردشگران جذاب است و هم دقیقاً همان چیزی است که آنها از ایران انتظار دارند، بافت قدیم، معماری سنتی، هویت و اصالت تاریخی. اما سوال اینجاست که با چه سرمایهای؟ بخش خصوصی جلو نمیآید، چون تضمینی وجود ندارد. بخش دولتی هم به دلیل ضعف بودجه، توان سرمایهگذاری گسترده ندارد. راهحل این است که مردم و بخش خصوصی وارد میدان شوند، اما آنها هم نیاز به تضمین دارند. باید مطمئن باشند که گردشگر میآید، اقامت میکند و هزینه میپردازد. وقتی چنین تضمینی وجود ندارد، طبیعی است که کسی حاضر نباشد سرمایهگذاری کند. ساختمانی مرمت میشود، هزینه زیادی برایش صرف میشود، اما خالی از مسافر میماند و سرمایه بازنمیگردد.
او با تاکید بر اینکه همه این عوامل به هم وابستهاند، افزود: آیندهای که شما دربارهاش پرسیدید، اگر با همین وضعیت اقتصادی، محدودیتهای گردشگری و شرایط موجود ادامه پیدا کند، چندان امیدوارکننده نخواهد بود. توریسم زمانی رونق میگیرد که آرامش حاکم باشد، روابط بینالمللی بهبود پیدا کند، تحریمها وجود نداشته باشد و تبلیغات منفی علیه ایران خنثی شود. اگر این فضا فراهم شود، آنوقت میتوان برای آینده برنامهریزی کرد و امیدوار بود که در حوزه اشتغال، بهویژه در رشته مرمت، رونق ایجاد شود.
انتهای پیام





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0