تاریخ انتشار : سه‌شنبه 14 بهمن 1404 - 2:34
کد خبر : 26081

شدم خراب جهانی ز غم تمام و نشد

تفال امروزتان را از حضرت حافظ بخواهید که می‌فرماید: به لابه گفت شبی میر مجلس تو شوم / شدم به رغبت خویشش کمین غلام و نشد فرارو- تفالی داشته باشید به دیوان خواجه شیراز. فال گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد بسوختیم در این آرزوی خام و نشد به لابه گفت









تفال به حافظ: شدم خراب جهانی ز غم تمام و نشد


تفال امروزتان را از حضرت حافظ بخواهید که می‌فرماید: به لابه گفت شبی میر مجلس تو شوم / شدم به رغبت خویشش کمین غلام و نشد



فرارو- تفالی داشته باشید به دیوان خواجه شیراز.

فال

گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد

بسوختیم در این آرزوی خام و نشد

به لابه گفت شبی میر مجلس تو شوم

شدم به رغبت خویشش کمین غلام و نشد

پیام داد که خواهم نشست با رندان

بشد به رندی و دردی کشیم نام و نشد

رواست در بر اگر می‌تپد کبوتر دل

که دید در ره خود تاب و پیچ دام و نشد

بدان هوس که به مستی ببوسم آن لب لعل

چه خون که در دلم افتاد همچو جام و نشد

به کوی عشق منه بی‌دلیل راه قدم

که من به خویش نمودم صد اهتمام و نشد

فغان که در طلب گنج نامه مقصود

شدم خراب جهانی ز غم تمام و نشد

دریغ و درد که در جست و جوی گنج حضور

بسی شدم به گدایی بر کرام و نشد

هزار حیله برانگیخت حافظ از سر فکر

در آن هوس که شود آن نگار رام و نشد

تعبیر فال

تو از جان و دل مایه گذاشته و تمام تلاشت را برای رسیدن به مقصود انجام داده‌ای ولی به نتیجه دلخواه نرسیدی. پافشاری و اصرار در این راه فایده‌ای ندارد و باید راه دیگری در زندگی خودت پیدا کنی. ناامید مباش که خدا لطفش را شامل حال تو خواهد کرد. به گذشته برگرد و ببین که مشکل کار از کجاست. با پیدا کردن نقاط ضعفت می‌توانی جبران مافات کنی. همه مشکلات راه حلی خواهند داشت.




برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.